تبلیغات
مجله پایداری سرو سرخ ((کانون دانش آموختگان ادبیات پایداری فارس)) - والفجر 8 (قسمت سوم)
مکان تبلیغات متنی شما
درباره ما
آخرین مطالب
لینکستان
آمار سایت
 
مکان تبلیغات شما مکان تبلیغات شما Create your flash banner online in 5 step
والفجر 8 (قسمت سوم)

ویژگی های نظامی و منطقه ای عملیات فاو

منطقه عملیاتی فاو موقعیت جغرافیایی آن،‌وضعیت ویژه ای را رویاروی فرماندهان عملیاتی سپاه قرار داده بود بدین معنا كه از سویی عوامل مثبت نوید پیروزی و پیدایش سرآغاز جدیدی را در جنگ می داد و از سوی دیگر موانع برجسته ای خودنمایی می كرد كه هركدام در جای خود می توانست نقش بازدارنده ای را در توقف كار و احیاناً عدم الفتح عملیات ایجاد نماید. در واقع این قسمت از معضلات بود كه اساساً منجر به پیچیدگی عملیات شده و ضرورت اتخاذ تاكتیك های ویژه ای را ایجاب می كرد.

الف: مزایای منطقه و ویژگی های مثبت عملیات

1-كوتاه بودن عقبه های خودی

در عملیات والفجر 8 برخلاف عملیات های خیبر و بدر كه عمدتاً عقبه های خودی طولانی بوده و طبعاً پشتیبانی و تدارك عملیات را با مشكلاتی مواجه می ساخت، عقبه های خودی می بایستی با حل معضل رودخانه اروند مرتفع می شد مشكلات عدیده ای كه در این زمینه وجود داشت یكی از عوامل مؤثر در ناتوانی ارزیابی دشمن نسبت به وقوع عملیات و توانایی رزمندگان اسلام در برقراری راه عقبه بر روی رودخانه اروند بود.

در واقع نزدیك بودن عقبه ها این امكان را می داد كه روی دشمن حتی اجرای آتش خمپاره داشته باشیم، همچنین فرماندهی بسهولت در منطقه حضور داشته و هدایت مستقیم تری را در رابطه با عملیات عهده دار گردد.

علاوه بر آن تسریع در تدارك نمودن نیروها و نیز سهولت در تخلیه شهدا و مجروحین، انتقال نیروهای دنبال پشتیبان، كاهش مسافت، پیاده روی نیروی خط شكن از نقطه رهایی تا شكستن خط و ... نقش تعیین كننده ای را در رقم زدن و ترسیم سرانجام عملیات دارا بود.

2-عدم تناسب زمین با مانور زرهی و آتش دشمن

چنانچه اشاره شد زمین منطقه بدلیل باتلاقی بودن، خصوصاً در فصل زمستان امكان بهره گیری كامل از زرهی را به دشمن نمی داد. به عبارت دیگر،‌دشمن علیرغم وسعت زمین منطقه عملاً قادر به بهره گیری از آن نبود و در نتیجه متكی برجاده های موجود در منطقه می شد كه این امر باعث محدود شدن میدان عمل و مانور نیروهای زرهی دشمن می گردید.

علاوه بر آنچه كه در مورد زمین منطقه ذكر شد، وجود كارخانه نمك نیز قسمت دیگری از معضلات دشمن در هنگام انجام پاتك بود. بدین معنا كه عارضه كارخانه نمك به وسعت 60 كیلومتر مربع امكان مانور زرهی دشمن را محدود به معابر خاصی می كرد و این امر با توجه به آتش خودی می توانست آسیب های عمده ای را بر پیكر سازمان رزم عراق وارد نماید.

از سوی دیگر نظر به حجم آتش دشمن در گذشته چنین پیش بینی می شد كه با توجه به لحاظ نمودن مسئله غافلگیری آماده نبودن زمین دشمن و نداشتن مواضع توپخانه و محدودیت های دیگر و نیز وجود هدف های مختلفی كه در معرض توپخانه دشمن وجود داشت و اجرای آتش ضد آتشبار، عملاً توپخانه دشمن كارآیی عمده ای را نداشته باشد.

3-پوشش مناسب پدافند هوایی منطقه

تكهای ممانعتی هوایی دشمن كه معمولاً از صبح روز اول عملیات آغاز می شود اساساً با هدف عقبه ها و نیز خطوط مقدم و به منظور برهم زدن آرایش نیروهای خودی و نیز تهدید موفقیت های بدست آمده می باشد. از این رو چنین پیش بینی می شد كه با توجه به شكل منطقه و اینكه دشمن، محدود به نوع خاصی از مانور هوایی خواهد بود می توان با آرایش مناسب سلاح های ضد هوایی،‌بر خلاف تصور دشمن،  جنگنده های آنرا هدف قرار داد و تلاش های هوایی او را خنثی نمود.

4-تسلط آتش بر روی خطوط و عقبه دشمن

حضور و گسترش ما در شرق اروندرود، براحتی اجرای آتش انبوه همراه با دیده بانی بر روی عقبة‌دشمن –از جنوب بصره تا خطوط مقدم، به طول 70 كیلومتر و نیز پس از آن – را میسر می نمود. تحقق این امر با توجه به اینكه برخلاف ذهنیت و باورهای دشمن بود،‌در بطن خود تأثیرات قابل ملاحظه ای در تقویت روحیه نیروهای خودی و پشتیبانی تك و نیز ایجاد ضعف و تزلزل در دشمن را – با برهم زدن آرایش و سازمان نیروهایش به هنگام حركت به سمت هدف و نیز زمان شروع پاتك - به دنبال داشت.

5-امكان حفظ غافلگیری

نظر به اینكه اساس و ویژگی عملیات والفجر8 عبور از رودخانه، شكستن خط دفاعی و نیز تأمین منطقه بود، لذا دشمن حداقل در شرایط كنونی، جمهوری اسلامی را فاقد چنین توانایی هایی در آنجا عملیات می دید و این امر نقش مؤثری را در انحراف ذهن دشمن نسبت به انجام عملیات در این منطقه داشت. از سوی دیگر اجرای طرح فریب در مناطقی دیگر از جبهه، تأثیری قابل ملاحظه،‌در مسئله غافلگیری ایفا می كرد.

6-محدود بودن زمین و عمق كم هدف

نظر به اینكه اهداف تعیین شده برای یگان های عمل كننده در عمق كمی قرار داشت نیروها به راهپیمایی و تلاش محدودتری برای دست یابی به اهداف خود نیاز داشتند، مضافاً اینكه اهداف تعیین شده در مدت زمان كمتری تأمین می شد. همچنین با حفظ توان و انسجام نیروها، عملاً تعمیق عملیات، عبور یگان از یگان،‌مقاومت مناسب تر در مقابل پاتك های دشمن بازسازی یگان ها و ... با قوت بیشتری قابل تحقق می باشد.

ب: موانع منطقه ای و نظامی

1-رودخانه اروند

در میان تاكتیك های مختلف عملیاتی و شیوه های گوناگون رزم، عملیات آبی – خاكی خصوصاً عبور از رودخانه پیچیده ترین نوع تحركات نظامی است، آن هم در رودخانه ای با مشخصات اروند كه دارای جریان جزر و مد شدید در ساعت شبانه روز است عرض رودخانه بین 500 تا 2000 متر متغیر است و همچنین آغاز و پایان جزر و مد دارای مشخصات ویژه ای می باشد چنانچه در یك زمان شدت جریان آب در ساحل،‌وسط، سطح و عمق رودخانه متفاوت است لازمه عبور از چنین رودخانه ای انجام محاسبات دقیق بر روی جریان آب، اتخاذ تاكتیك های مناسب در عبور نیروهای پیاده و شكستن خط، طراحی عبور وسایل سنگین،‌ساحل سازی برای نقل و انتقالات و نصب پل های مناسب را می طلبید و این امر با توجه حساسیت های عملیات نیاز به دقت و رعایت حفاظت، توأم با سرعت عمل داشت.

2-آماده نبودن عقبه های خودی

از آنجایی كه در غرب رودخانه اروند بر خلاف سایر مناطق عملیاتی، تا قبل از والفجر8 تهاجمی از سوی نیروهای خودی و دشمن صورت نگرفت، زمین منطقه مورد نظر دست نخورده و بكر باقی مانده بود و طبیعی به نظر می رسید كه نیازمند تلاشهایی قابل ملاحظه در زمینه كارهای مهندسی باشد.

گذشته از این وجود نخلستان در حدفاصل بین رودخانه اروند و بهمن شیر كه محل استقرار عقبه های خودی بود،‌احتیاج به كار شدید مهندسی داشت حال آنكه به لحاظ تسلط دیده بانهای عراقی بر روی منطقه و تعارض آن با امر حفاظت،‌عملاً سرعت كارگرفته می شد. مضافاً بر اینكه جزیره آبادان به دلیل شرایط جوی و نوع خاك آن برای اقدامات مهندسی مناسب نبود و می بایست با حجم بسیار گسترده ای از سایر مناطق، خاك مورد نیاز به وسیله كمپرسی به منطقه حمل می شد.

وضعیت یادشده مشكلات عدیده ای را در پیش روی قرارگاه مهندسی قرار داده بود چراكه می بایست از یك سو ملاحظاتی را در زمینه حفاظت رعایت كند و از سوی دیگر حجم رو به افزایش كار مهندسی را پاسخ گو باشد. در همین زمینه،‌قرارگاه مهندسی برای عملیات اصلی، نزدیك به 500 پروژه طرح فریب در سایر عملیاتی را در دست اقدام و اجرا داشت.

3-حضور اطلاعاتی دشمن در منطقه

یكی از موانع عمده رعایت غافلگیری، حضور دشمن در منطقه جهت كسب اطلاعات بود كه در این زمینه از عوامل زیر سود می برد.

الف: دیده بانی: وجود دكل های 42 متری و 100 متری در منطقه این امكان را به دشمن می داد كه كلیه جاده های موجود در منطقه به خصوص جاده حاشیه های رودخانه اروند و جاده های عمود بر آن را زیر دید داشته باشد و كلیه نقل و انتقالات و اقدامات مهندسی را ثبت نماید.

ب: گشتی های شناسایی كه عمدتاً وظیفه آنها ثبت تغییركمین های خودی است.

ج: گشتی های شناسایی در عمق كه به وسیله غواص صورت می گیرد.

د: عكس هوایی: دشمن به طور متوسط هفته ای یك بار عكس هوایی از منطقه تهیه می نمود. همچنین با استفاده از ماهواره های اطلاعاتی غرب كلیه تغییرات در سطح زمین جاده، مواضع توپخانه، بنه مهمات، محل قرارگاه و ... را ثبت می نمود.

ه: رادار رازیت: بدین وسیله دشمن نقل و انتقالات موجود بر روی جاده های پشت نخلستان را تا اندازه ای ثبت می نمود.

و: جاسوسی عوامل ستون پنجم: تردد افراد در منطقه عملاً این امكان را به دشمن می داد كه به اشكال گوناگون با استفاده از عناصر نفوذی، اخبار و اطلاعات لازم را جمع آوری نماید.

ز: شنود: دشمن با استفاده از دستگاه های مختلف استراق سمع این امكان را دارد كه از طریق شبكه های ارتباطی خودی، اطلاعاتی را بدست آورد.

4- نیاز به امكانات ویژه و مناسب

نظر به پیچیدگی های عملیات می بایست امكانات خاصی تدارك می شد كه عمدتاً مبتنی بر طراحی های ابتكاری بود. فی المثل نصب پل بر رودخانه اروند یكی از مشكلات مهم عملیات محسوب می گردید و برای آن منظور پل های استاندارد و مخصوص از بازارهای دنیا تهیه می شد كه این امر با توجه به معضلات عدیده ای كه وجود داشت امكان پذیر نبود. در نتیجه به بهره گیری از تجارب گذشته (خصوصاً عملیات خیبر) و استفاده از امكانات موجود، پل های مورد نیاز در داخل تهیه گردید.

5- تهاجم شیمیایی دشمن و معضلات آن

تك شیمیایی دشمن در منطقه عملیاتی كه عمدتاً پس از احساس ناتوانی صورت می گیرد قابل پیش بینی بود و چنین به نظر می رسید كه بایستی تدابیر لازم جهت كاهش تأثیرگذاری تهاجمات شیمیایی دشمن اتخاذ شود، زیرا وجود نخلستان منجر به نشت گاز شیمیایی در داخل نخل ها شده و طبعاً جریان باد به راحتی قادر به جابجایی آن نخواهد بود.

پاره ای از تدابیر عملیاتی

فرماندهان عملیاتی سپاه مبتنی بر محسنات و مزایای منطقه و نیز رویارویی با حجم انبوهی از معضلات و مشكلات موجود،‌تدابیر متعددی را اتخاذ نمودند كه پاره ای از آنها به شرح زیر می باشد.

1-       طرح های حفاظتی تأمین و فریب

2-       مهیاسازی منطقه

3-       طراحی عملیات

4-       تاكتیك های جمع آوری اطلاعات

گذشته از موارد فوق مسائل دیگری در زمینه مخابرات،‌تبلیغات، استتار و اختفاء و نیز نقل و انتقالات صورت گرفت كه در ادامه بحث به آنها اشاره خواهد شد.

1-طرح های حفاظتی تأمین و فریب

دستیابی به اصل غافلگیری عمدتاً متكی بر رعایت حفاظت و اجرای طرح های فریب و نیز لحاظ نمودن سرعت عمل و تاكتیك های ویژه و ابتكاری می باشد. نظر به تلاش های دشمن در زمینه كسب اطلاعات و در اختیار داشتن منابع داخلی، نظیر منافقین و از سوی دیگر نحوه آمادگی نیروهای خودی كه توأم با بسیج گسترده نیرو است، طبعاً دستیابی به غافلگیری نیازمند حل معضلات متعدد و گذر از فراز و نشیبهای متفاوتی می باشد.

بدین منظور علاوه بر رعایت حفاظت تدابیری جهت فریب دشمن بویژه، در زمینه ‌تردد نیروها اتخاذ گردید.

اجرای فریب در كنار اقدامات حفاظتی به یك معنا تأثیرگذاری بیشتر حفاظت و بالطبع رعایت غافلگیری است.

براین اساس و مبتنی بر آن باور داشت كه دشمن نسبت به هور و از سوی دیگر فقدان قابلیت های لازم از نظر نظامی و تكنولوژیك جهت عبور از رودخانه اروند، عمده ذهنیتش معطوف به این منطقه (هور الهویزه) می شد.

در نتیجه تصورات دشمن نسبت به تحركات خودی و شواهد و قرائن موجود در غرب اروند نشانگر تأثیرگذاری رعایت حفاظت و اجرای طرح فریب بود كه این امر به منزله خنثی نمودن تمامی برتری ها و امكانات تكنولوژیك دشمن در زمینه كسب اطلاعات بود. چنانچه در نزدیكی عملیات والفجر8 نقل و انتقالاتی از دشمن صورت گرفت كه دقیقاً نشانگر غافلگیر شدن او بود. فی المثل در جلسه ای كه در لشكر16 عراق منعقد شد،‌ قسمتی از توپخانه های موجود در منطقه عمومی اروند به منطقه عمومی شرق دجله (هور) منتقل گردید.

علاوه بر این عدم انجام تك های ممانعتی هوایی دشمن در غرب اروند، با توجه به تاكتیك های آن در بازدارندگی و برهم زدن سازمان نیروها بوسیله حمله هوایی چنین می نمایاند كه دشمن منطقه فاو را به عنوان محور اصلی عملیات درك ننمود زیرا در غیر این صورت از تاكتیك همیشگی خود مبنی بر بمباران پراكنده مواضع و عقبه ها استفاده می كرد.

2-مهیاسازی منطقه

قرارگاه مهندسی در امر مهیا سازی منطقه عمدتاً عهده دار اجرای چند مأموریت بود:

الف – ساختن جاده های مواصلاتی در عقبه و اتصال آن به شبكه های سراسری، احداث بیمارستان صحرایی و شیمیایی،‌ساخت مواضع موشك های زمین به هوا، پد هلی كوپتر،‌ایجاد مواضع توپخانه، احداث قرارگاه ها، بنه های تداركاتی و ... قسمتی از تلاش های مهندسی را تشكیل می داد.

ب – عبور از رودخانه اروند، گره اصلی عملیات والفجر 8 را تشكیل می داد و با توجه به شرایط زمین و سواحل نامناسب خودی و دشمن وجود موانع در ساحل، می بایست اقداماتی صورت می گرفت كه شرایط مناسبی برای عبور از موانع فراهم آید و همچنین وسایلی ابداع و ساخته شود تا عبور نیرو و امكانات را تسهیل نماید.

ج – به منظور تثبیت و تأمین منطقه تصرف شده كه در واقع نیمی از عملیات را تشكیل می دهد دو مسئله عمده در نظرگرفته شد یكی،‌ایجاد موانع به منظور جلوگیری از پیشروی دشمن مانند: كندن كانال و احداث خاكریز و دیگری ساخت وسائل و ابزاری (مانند سنگرهای انفرادی) كه نیروهای در خط را در مقابل آتش دشمن حفظ كند.

گرچه حجم عظیم كار با سرعت لازم تناسب نداشت اما برادران مسئول توانستند با اتخاذ تدابیر مناسبی به این امر مهم دست یابند بگونه ای كه تنها در امور جاده سازی اقدامات انجام شده از راندمان زیر برخوردار بود:

-احداث جاده در داخل نخلستان از حاشیه اروند تا خسروآباد 350 كیلومتر

-احداث جاده و پد بهمن شیر تا خسروآباد 70 كیلومتر

-احداث جاده از قاسمیه تا دهانه اروند رود 8 كیلومتر

-احداث جاده از بهمن شیر تا جاده آبادان 35 كیلومتر

-احداث جاده از چویبده به قفاص در شرق بهمن شیر 10كیلومتر

-اسفالت جاده آبادان – چویبده در شمال بهمن شیر 60 كیلومتر

-اسفالت جاده آبادان – چویبده در جنوب بهمن شیر 50 كیلومتر

بنابراین جمع كل كار احداث جاده تا قبل از عملیات والفجر 8 در منطقه اروند، بالغ بر 473 كیلومتر و ترمیم اسفالت جاده های موجود 110 كیلومتر بوده است.

3-طراحی عملیات

عملیات والفجر8 در زمینه طراحی مانور و اتخاذ تاكتیك های عملیاتی، عمدتاً چند مسئله را رویاروی خود داشت:

الف – عبور از رودخانه (پیاده و وسائل سنگین مهندسی، زرهی)

ب – شكستن خط دفاعی دشمن كه در ساحل رودخانه و همراه با موانع و استحكامات بود.

ج – پاكسازی نخلستان و جنگ در شهر

د- مراحل پیشروی و پدافند

عبور از رودخانه (پیاده) و شكستن خط، اساساً یك موضوع عمده را تشكیل می داد زیرا لازمه شكستن خط عبور از رودخانه بود.

الف و ب – عبور از رودخانه و شكستن خط

بحث عبور شامل سه مرحله می شد: عبور غواص و قایق و شكستن خط، عبور یگانهای مانوری با قایق ها و دیگر وسایل شناوری و در آخر پس از تأمین سرپل تصرف شده در ساحل رودخانه، عبور وسائل سنگین صورت می گرفت.

همچنین عبور از رودخانه به لحاظ تسلط دشمن بر روی آب و نیز جریانات مختلفی كه آب رودخانه داشت. نیازمند شرایط خاصی بود. به هنگام تك می بایستی نهرهای عمود بر رودخانه اروند، مملو از آب باشد تا پشتیبانی یگان های مانوری بوسیله قایق امكان پذیر گردد و همچنین نیروها بتوانند در ساحل دشمن از موقعیت مناسبی برای سازماندهی برخوردار باشند و با آرایش مناسب و به صورت منسجم به خطوط بعدی دشمن تهاجم نمایند.

شكستن خط دشمن در ساحل رودخانه اروند به دور از مشكلات نبود؛ لذا تدابیر مختلفی در نظر گرفته شد تا توقفی در آن حاصل نشود. بدین معنا كه قایق های تیزرو و آتش ساحلی، كه از سلاح های مختلف تشكیل شده بود، برای شكستن خط منظور گردید.

مأموریت نیروهای خط شكن در موج اول كه اساساً بوسیله غواص صورت می گرفت خاموش كردن تیربارهای دشمن، راهنمایی و هدایت موج های دوم به معابر وصولی كه از دشمن پاكسازی شده بود، بازنمودن معابر و نیز در اختیارگرفتن ساحل خودی و تأمین آن به منظور استمرار «تك» بود.

در این زمینه مشكلات متعددی وجود داشت مانند نفوذ آب به داخل سلاح های انفرادی، مشكلات عبور نیرو و تجهیزات از رودخانه. فقدان چولان به منظور پوشش در بعضی از مناطق و بالطبع عدم امكان استتار و اختفاء و ... كه تماماً طی تلاشهای مستمر و پرحجمی كه صورت گرفت با اتخاذ تدابیر مناسب برطرف گردید.

ج- پاكسازی

پاكسازی دشمن در منطقه عملیات، كه عمدتاً پوشیده از نخلستان بود به منظور از میان برداشتن هرگونه مقاومت های پراكنده و یا متمركز دشمن و در نتیجه امكان تثبیت و تأمین منطقه تصرف شده، انجام می گرفت.

گذشته از این پاكسازی مناسب دشمن و نابودی هرگونه آثار حضور دشمن در منطقه، عملاً زمینه ساز تحقق مراحل بعدی عملیات محسوب می شد، البته بازپس گیری منطقه از سوی دشمن مشكلات زیادی را در برداشت زیرا كه امكان مانور زرهی در نخلستان محدود و متكی به جاده بود و نیروی پیاده دشمن نیز بعلت فقدان روحیه لازم برای جنگ تن به تن توانایی رویارویی با رزمندگان ما را نداشت.

د-مراحل پیشروی و پدافند

مرحله اول- پس از عبور و شكست خط و پاكسازی نخلستان عملاً مرحله اول با دستیابی به شهر فاو و پایگاه موشكی به پایان می رسید، براین اساس به منظور ادامه عملیات،‌چنین تدبیر شده كه استفاده مطلوب از عوارض طبیعی و مصنوعی صورت گیرد. مضافاً بر اینكه امكانات غنیمتی از دشمن تا اندازه ای نیازمندی های تعجیلی در وضعیت اولیه عملیات را مرتفع می ساخت لكن از این  به بعد مسئله اساسی عبور وسائل  سنگین بود كه می بایست صورت می گرفت.

مرحله دوم – پس از مرحلة‌اول می بایستی سه راهی تقاطع مقابل شهر فاو حفظ  می شد تا از هرگونه رخنه احتمالی دشمن به شهر جلوگیری به عمل آید.

مرحله سوم- در این مرحله عمدتاً تلاش های مهندسی در ایجاد مواضع مناسب جهت رویارویی با پاتك های دشمن و تشكیل خط مناسب در نزدیكی كارخانه نمك، منظور شده بود. در این میان به تناسب اولویت ها و اهمیت زمین منطقه كه نحوه خاصی از پدافند را به نیروهای خودی دیكته می نمود، تدابیر مناسبی اتخاذ گردید.

همچنین قابل ذكر است كه در این میان طرح های متعدد پدافندی، شیوة‌خاصی از پدافند بنام «دفاع عاشورایی»‌اتخاذ شد كه نام آن خود نشانگر عزم راسخ رزمندگان در حماسه آفرینی و نیز حفظ منطقه تصرف شده، به هرشكل ممكن بود.

بدین قرار بر اساس وضعیت منطقه و جاده های موجود،‌محورهای مختلفی با فرماندهی مشخص در نظر گرفته شد تا نیروها،‌از انسجام مناسب تری در مقابل پاتكهای دشمن برخوردار باشند.

علاوه بر این احداث خاكریزهای مختلف، كه نقش مؤثری در بازدارندگی پاتك های دشمن داشت، در نظر گرفته شد.

ه- عبور وسایل سنگین

تحقق مراحل عملیات و نیز تثبیت و تأمین منطقه تصرف شده اساساً بستگی به مسئله عبور وسائل سنگین داشت كه طبیعتاً با مشكلاتی همراه بود. بدین جهت، به منظور حل معضلات عبور وسایل سنگین بحث و بررسی های متعددی صورت گرفت كه قسمتی از آن عمدتاً در زمینه های:

تأثیرات موقت جزر و مد،

محورهای عبور،

محل تخلیه،

ساحل سازی جهت بارگیری،

میزان عبور،

مدت زمان بارگیری،

و نحوة‌استتار وسایل عبور در روز بود.

عبور وسایل سنگین به سه مسئله اساسی بارگیری، حمل و تخلیه، اتكاء داشت. در این زمینه امكانات گوناگون مانند صفحه پی.ام.پی، طارق، هاور كرافت، دوبه و... در نظر گرفته شد كه پس از آن، ساحل سازی و نصب پل در اولویت های بعدی قرار داشت.

البته ساحل دشمن در دو نقطه به دلیل آمادگی لازم، مشكل خاصی را نداشت لیكن در ساحل خودی می بایستی تلاش های لازم انجام و تدابیر مناسب اتخاذ می گردید، از آن جمله می توان،‌پهن كردن فرش باتلاقی، كارگذاردن سطحه، تراورس، گاویون، نخل، پل خیبری 2 و ... در كنار اروند را نام برد.

گذشته از این 4 نوع پل‌،‌كوثری (سبك نفررو) – خیبری 1 و 2، طرح خضر و پل دوبه ای طراحی و تهیه گردید.

و – پشتیبانی عملیات

امر پشتیبانی به دو مبحث، «پشتیبانی رزمی» و «پشتیبانی خدمات»‌تقسیم می شد.

نیروی هوایی جمهوری اسلامی  در عملیات والفجر8 با پیشنهاد سپاه پاسداران قرارگاهی را تحت عنوان «رعد» با فرماندهی شهید بابایی ایجاد نمود كه در كنترل عملیاتی فرماندهی كل سپاه در صحنه نبرد بود و بر این اساس مأموریت های زیر به آن ابلاغ گردید:

1-       پشتیبانی نزدیك با حمله هوایی به دشمن

2-       پدافند هوایی منطقه و مقابله با حملات هوایی دشمن

3-       تخلیه مجروحین از فرودگاه های عقبه

4-       تهیه عكس هوایی از وضعیت دشمن

همچنین به منظور كسب آمادگی لازم به تناسب مأموریت واگذاری، مانورهای متعددی توسط این قراردگاه صورت گرفت و چنانچه ذكر شد قسمتی از مأموریت قرارگاه رعد تأمین پدافند هوایی منطقه بود كه در این زمینه سپاه پاسداران و نیروی هوایی به طور مشترك در زمینه بكارگیری امكانات موجود هماهنگی های لازم را ایجاد كردند.

آنچه كه اساساً ضرورت پدافند هوایی را روشن نمود و منجر به اتخاذ تدابیر فوق شد، تجربه عملیات بدر و تلاش های دشمن در اثبات برتری هوایی خود بود.

بر این اساس و به منظور برخورد جدی تر با امر پدافند هوایی عملاً روش های مناسبتری گزینش شد و بدنبال آن انواع مختلف سلاح های ضد هوایی از جمله‌: سایت موشكی، ‌انواع توپ های ضد هوایی و ... عملاً به گونه ای تنظیم شد تا دشمن در ارتفاع بالا در تیررس موشك زمین به هوا و در ارتفاع پایین بوسیله سلاح های ضد هوایی مورد اصابت قرار گیرد.

همچنین قابل ذكر است كه وجود عناصر ارزشمند و ایثارگر جهاد خودكفایی نیروی هوایی نقش برجسته ای را در امر سازماندهی و به كارگیری مناسب سلاح های ضد هوایی ایفا نمود.

همانند قرارگاه رعد نیروی هوایی، قرارگاهی تحت عنوان «شهید سلیمان خاطر» توسط پرسنل و عناصر هوانیروز با مأموریت های زیر تشكیل شد:

1-       ترابری نیرو و تجهیزات

2-       حمل مجروحین

3-       هلی برد نیرو در صورت لزوم

4-       پشتیبانی آتش نزدیك

قابل ذكر است كه قبل از عملیات،‌با توجه به مأموریت محوله، آموزش های لازم و مانورهای متعدد برای آمادگی بیشتر،‌توسط این قرارگاه انجام گرفت. و بدین ترتیب بود كه توانستند تلاش های چشمگیر و ایثارگرایانه ای را انجام دهند.

-لجستیك و تداركات

همزمان با طراحی عملیات والفجز 8 و مشخص تر شدن ضرورت پشتیبانی عملیات، كمیسیون ویژه ای در هیئت دولت،‌متشكل از وزارت خانه های مختلف، راه و ترابری،‌كشاورزی، نیرو،‌مسكن و شهرسازی،‌صنایع سنگین، صنایع و معادن، مخابرات، دفاع، جهاد سازندگی و سپاه پاسداران، تشكیل شد. پس از آن دو كمیته به نام «مهندسی رزمی» و «مهندسی صنعتی» بوجود آمد تا بصورت اساسی تری در امر جنگ مشاركت نموده و نیازهای موجود را برطرف نماید.

از جمله محسنات اقدام جدید دولت افزایش توان اجرایی مهندسی جنگ و فزونی یافتن كیفیت اقدامات مهندسی، به لحاظ به كارگیری تخصص ها و امكانات بالفعل و بالقوه موجود در وزارتخانه ها بود.

در پایان تنها به قسمتی از مأموریت های واگذاری به وزارتخانه ها اشاره می شود:

- وزارت نیرو:‌نصب دكل های مخابراتی و دیده بانی

- مسكن و شهرسازی: ساخت بیمارستان های متعدد، سایت و ...

- كشاورزی و راه و ترابری: جاده سازی وبازسازی و مرمت جاده های منطقه

-وزارت سپاه: ستاد فوریتها در رابطه با مهندسی صنعتی كه قسمتی از عمده ترین كارش پیگیری و ساخت طارق بود و قایق ها و ...

- وزارت جهاد:

- وزارت صنایع:‌ساخت دوبه ها

ز-طراحی آتش

عبور از رودخانه عمدتاً ضرورت بكارگیری از آتش را در ابعاد مختلف تعیین می نمود. بدین معنا كه برای عبور می بایست، سد آتش قوی و مناسبی در مقابل دشمن ایجاد گردد تا برای انتقال وسایل مهندسی ادوات، زرهی، ضد زره و توپخانه به آنطرف شط، فرصت مناسب ایجاد و بدین وسیله با انجام عملیات های تأخیری از سوی توپخانه، زمان لازم از دشمن گرفته شود.

علاوه بر این گسترش عمق و عقبه دشمن در عرض جبهه این امكان را به نیروهای خودی می داد كه در صورت داشتن آتش توپخانه سنگین در شمال منطقه تك،‌آسیب عمده و قابل توجهی را به یگان های دشمن كه در حال پاتك می باشند وارد نموده و سازماندهی و روحیه آنان را از هم بپاشد.

در این صورت نیروهای پاتك كننده قبل از رسیدن به منطقه درگیری صدماتی را متحمل شده و فاقد روحیه لازم برای جنگ می شدند.

در این میان طرح ریزی آتش عمدتاً بر روی جادة‌اول و نخلستان، زدن تقاطع  جاده ها، اسكله چهار چراغ و شمال منطقه عملیاتی والفجر 8 منظور شده بود.

قابل ذكر است كه در این زمینه سه مشكل اساسی وجود داشت:

1-       زمین منطقه

2-       رعایت غافلگیری

3-       كمبود امكانات

بدین معنی كه سستی زمین منطقه لزوماً نیازمند زیرسازی مناسب برای استقرار موضع توپخانه است و رعایت غافلگیری، عمدتاً باعث تأخیر در انتقال توپخانه ها و بنه های آنها می شد گذشته از این، تحویل و انتقال توپخانه های مورد نیاز در عملیات از نیروی زمینی جمهوری اسلامی – نظر به اینكه این نیرو برای عملیات در شلمچه و زید آماده می شد – مشكلاتی را در برداشت.

4- جمع آوری اطلاعات

فعالیت عناصر شناسایی با فاصله اندكی پس از عملیات بدر آغاز شد در این مدت اقدامات زیر صورت گرفت:

1-       دیده بانی مستمر از فعالیت های گوناگون دشمن

2-       تهیه شناسنامه نهرها و جاده ها و زمین منطقه خودی

3-       تهیه نقشه و كالك منطقه

4-       كنترل فعالیت های دریایی دشمن توسط رادارهای دریایی

گذشته از این شناسایی های لازم از زمین منطقه و تأثیرگذاری باران بر آن، طول و عرض و میزان فشردگی نخل ها، طول و عرض نهرها و تأثیر جزر و مد بر روی آن.

انواع مختلف جاده ها اعم از شنی، اسفالت، و نیز ارتفاع آن از سطح زمین، روییدنیهای كنار ساحل، وسعت و چگونگی گل و لای آن و تأثیرگذاری جزر و مد بر روی آن و ... صورت گرفت.

در این مدت عمدتاً در سه زمینه بطور مشخص اطلاعات لازم بدست آمد:

1-       خط مقدم دشمن

2-       موانع و استحكامات موجود در منطقه

3-       مشخص نبودن معابر وصولی عملیات

-خط مقدم دشمن

خط مقدم دشمن به شكل دیواره ای در سرتاسر حاشیه اروند در حد تقریبی مد آب قرار داشت و ارتفاع آن بین 1 الی 2 متر متغیر بود. مواد تشكیل دهنده این خط در نقاط مختلف فرق می كرد ولیكن عمدتاً از خاك ریزه، كیسه گونی خاك، تنه درختان نخل و همچنین سنگرهای بتونی،‌تشكیل شده بود. علاوه بر این سنگرهای دیگری وجود داشت كه از الوار، پلیت و كیسه گونی پر از خاك احداث شده، فاصله آنها بین 20 تا 30 متر بود.

سنگرهای دشمن عمدتاً به گونه ای طراحی شده بود كه تسلط كامل بر روی آب و ترددهای احتمالی آن را فراهم می ساخت.

-موانع و استحكامات دشمن

دشمن بنا به استراتژی پدافندی اش كه عمدتاً پس از عملیات بدر اتخاذ نمود مبادرت به ترمیم و تكمیل مواضع خود در غرب رودخانه اروند از مقابل جزیره الرصاص تا رأس البیشه،‌كرد.

در این منطقه مواضع دشمن جهت ممانعت از نفوذ نیروی پیاده،‌عبور قایق و هاوركرافت و نیز پهلو گرفتن شناورهای سنگین، طراحی شده بود.

موانع دشمن عمدتاً از ابتدای ساحل و در میان گل و لای آغاز و تا سنگرهای رده دوم ادامه داشت. نیروهای دشمن غالباً در اوقاتی كه آب در حالت جزر بود در ساحل رودخانه كار خود را آغاز می كردند.

در این میان دشمن از انواع سیم خاردار رشته ای، حلقوی و فرشی در ردیف های مختلف و به اشكال متفاوت استفاده كرده و نیز شاخك های فلزی از نوع نبشی و  میل گرد به شكل هشت پرهای مختلف معروف به خورشیدی، نصب نموده بود.

در بسیاری از نقاط مین های منور نیز تعبیه شده بود بدین شكل كه با نصب آن بر روی هشت پرهای فلزی،‌به صورت تله انفجاری عمل می كرد.

علاوه بر این دشمن در لابلای میادین مین و سیم خاردار سنگرهای كمین و استراق سمع،‌كه فاصله آنها از یكدیگر متفاوت و كمترین آنها به حدود 2 متر می رسید، قرارداده بود.

همچنین دیوار دفاعی جدیدی را از چزابه تا فاو احداث كرده بود كه در تبلیغات خود از آنها به نام «حصون» نام می برد.

شرح عملیات

در ساعت 10/22 دقیقه روز 20/11/64 توسط فرماندهی كل سپاه فرمان حمله با قرائت رمز عملیات صادر شد:

بسم الله الرحمن الرحیم

 لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. و قاتلوهم حتی لاتكون فتنه. یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهرا.

یگان های نیروی زمین سپاه پاسداران با پشتیبانی آتش طرح ریزی شده و شلیك بیش از هزاران گلوله،‌تهاجم خود را در محورهای مورد نظر آغاز و مبادرت به شكستن خط كردند.

با توجه به احتمالاتی كه در زمینه هوشیاری دشمن مطرح بود، شكستن خط،‌پاكسازی و گرفتن سرپل مناسب نقش اساسی را در تضمین موقعیت عملیات داشت. غواص ها می بایستی معابر را باز كرده تا نیروهای قایق سوار بتوانند از این معابر وارد ساحل دشمن شده و تا روشنایی صبح منطقه را جهت استحكام سرپل پاكسازی كنند. نحوة‌عكس العمل دشمن در لحظات اولیه عملیات و رویارویی با موج های گستره نیرو كه سراسر خط دشمن را مورد تهاجم قرارداده بودند، غیر منتظره و تعجب برانگیز بود،‌چنانچه از سوی یكی از فرماندهان دشمن به رده بالاتر وضعیت اولیه چنین گزارش می شود:

«دشمن (ایران) مانند سیل توسط قایق نیرو پیاده می كند و باز می گردد، اگر چاره ای نكنید احتمالاً می روند ام القصر را هم بگیرند، وضعیت ما بسیار بد می باشد».

دشمن در همان لحظات اولیه به دلیل گستردگی محورهای هجوم و انجام تك پشتیبانی «ام القصر» نسبت به عملیات احساس خطر می نماید. در این میان صدام به منظور آرام نمودن وضعیت و زایل كردن هراس نیروهای عراقی در پاسخ گزارش یاد شده می گوید: «مقاوم باشید،‌سه لشكر زرهی می فرستیم و ایرانی ها را شكست می دهیم».

گسترش وضعیت و تأمین هدف های عملیات در همان شب اول چنان غیر منتظره بود كه نیروهای پشتیبان می بایستی برای تأمین مراحل بعدی عملیات در صبح یا شب دوم عملیات به كار گرفته می شدند در ساعت 12 نیمه شب وارد منطقه شدند تا به سمت اهداف خود حركت نمایند.

پس از پاكسازی خط اول، در ادامه كار دو مسئله عمده در پیش روی رزمندگان قرار داشت: دور زدن و محاصره شهر و حضور در محور ساحلی واقع در جناح شمالی.

حضور در دو محور یاد شده، نقش مؤثری را در مقابله با پاتك های دشمن و نیز تثبیت و تأمین سرپل اولیه داشت. لذا دو لشكر پر توان و قدرتمند سپاه كه مأموریت دستیابی به اهداف فوق را داشتند،‌به منظور پاكسازی و الحاق خط اول،‌تلاش خود را شروع كردند. بدین ترتیب قبل از روشن شدن هوا و پس از درهم شكستن مقاومتهای ضعیف دشمن،‌یگان مأمور جهت تصرف شهر فاو، ابتدا با حضور در مدخل ورودی شهر به محاصره آن پرداخت.

در جنوب شهر فاو نیز یكی دیگر از یگان ها با طی نمودن مسافت زیادی در عمق، به صورتی باورنكردنی خود را به خور عبدالله رساند بطوری كه این امر موجب گردید شهر فاو از شمال و جنوب به محاصره رزمندگان درآید.

در محور شمالی شهر فاو در چند منطقه دو یگان عمل كننده به لحاظ رویارویی با دشمن و همچنین مشكلات عبور از اروند مقداری دچار كندی در حركت گردیدند. ولی منتهی الیه محور ساحلی كه كلید حفظ منطقه محسوب می شد، با خیز بلند نیروها به تصرف درآمد. ورود یگان بعدی كه برای تصرف خط كارخانه نمك در نظر گرفته شده بود موجب پیوستگی و تأمین خط پدافندی در مرحله اول گردید.

پیش بینی می شد در صبح عملیات، مناطقی كه جبهه را تهدید خواهد كرد، عمدتاً محورهای ساحلی و جاده استراتژیك فاو- بصره می باشد. بدین ترتیب با حضور در دو محور یاد شده، عملاً اطمینان خاطر لازم بوجود آمد.

پاكسازی و الحاق

پاكسازی جنوب شهر فاو و باقی مانده ‌نیروهای پراكنده و غیر منسجم دشمن،‌كه در منطقه به صورت سرگردان حضور داشتند دنبال می شد حضور پر قدرت نیروها پس از محاصره شهر فاو نیروها در محور ساحلی و نیز دستیابی به خور عبدالله در جنوب فاو،‌پاكسازی عناصر باقی مانده دشمن در رأس البیشه – كه بعضاً با مقاومت های پراكنده خود مشكلاتی را ایجاد می كردند- آغاز شد. بر این اساس ابتدا،‌رزمندگان با هجوم به تیربار دشمن در خط مقدم رأس البیشه آن را خاموش نموده، سپس به امر پاكسازی نخلستان شمال و جنوب شهر مبادرت ورزیدند. در نتیجه یگان مأمور به تصرف شهر فاو،‌پس از رفع موانع موجود و مقابله با مقاومت های پراكنده دشمن، توانست با انهدام مقر تیپ 111 و به اسارت گرفتن فرمانده آن، شهر را به صورت كامل پاكسازی كند.

همزمان با پاكسازش شهر و سایر قسمت های منطقه،‌چندین یگان به منظور ادامه عملیات، از مقابل شهر فاو، حركت خود را جهت اهداف مورد نظر و تأمین آن آغاز كردن و قبل از فرا رسیدن تاریكی شب ضمن انهدام دشمن تا دومین پایگاه موشكی پیشروی نمودند. در نتیجه تا پایان روز اول، رزمندگان موفق به تصرف شهر فاو،‌پاكسازی كامل منطقه و حضور در شمال فاو (محور ساحلی) شدند و بدین ترتیب مراحل اول و دوم عملیات انجام پذیرفت و اهداف مورد نظر با موفقیت تأمین گردید.

وضعیت دشمن

پس از آغاز شكسته شدن خط از سوی نیروهای خودی تلاش های چشمگیر و اساسی از سوی دشمن مشاهده نگردید. دشمن در این عملیات به دلیل تحقق امر غافلگیری، وضعیتی متفاوت با سایر عملیات ها داشت چنانچه مقاومت و تلاش ارتش عراق به جزر در چند محور مانند رأس البیشه و مقر تیپ 111، چشمگیر و قابل توجه نبود. گذشته از این تحركات دیگری از سوی دشمن مشاهده شد كه عمدتاً عبارت بود از:

- مقاومت پراكنده نیروهای باقی مانده در حد فاصل یگان ها،

- تظاهر به ضد حمله نیروهای باقی مانده در اطراف پایگاه موشكی و محور ساحلی وضد حمله های كم حجم و بدون اثر توسط یگان های احتیاط منطقه.

طی این روز به لحاظ وضعیت آشفته و درهم ریخته دشمن و عدم اطلاع كامل تمام نیروها و عناصر، از وقوع عملیات و ابعاد و گستردگی آن، نیروهای دشمن كه از مرخصی باز می گشتند و یا واحد تداركات كه مسئولیت لجستیك و پشتیبانی راعهده دار بود، بدون اطلاع از حضور نیروهای اسلام در فاو، وارد منطقه عملیاتی می شدند و این امر موجب گردید تلفات زیادی بر دشمن وارد شود. گذشته از این تحرك بارزی از دشمن، در زمینه تك های هوایی مشاهده نگردید و تنها چندین بار عقبه نیروهای خود در شرق اروند رود و نیز ساحل دو طرف آن، مورد بمباران هواپیماهای دشمن قرار گرفت كه مسئله قابل توجهی نبود.

مقاومت در محور ساحلی

نظر به اهمیت محور ساحلی و حساسیت دشمن نسبت به آن، همانطور كه پیش بینی می شد، پس از گذشت 36 ساعت، عراق اولین فلش پاتك خود را متوجه آن سمت كرد. دشمن ابتدا لشكر 5 را به سرعت وارد منطقه نمود و پس از آنكه نیروهای این لشكر به نزدیكی كارخانه نمك رسید، آرایش گرفته و پاتك خود را به محور ساحلی شروع كردند. طی مدت كوتاهی دوبار و به طور جدی درگیری شدت گرفت به صورتی كه در بعضی از محورها نبرد تن به تن صورت می گرفت و در نهایت دشمن موفق به پیشروی نشد. نیروهای خودی پس از آن به منظور ایجاد خطوط دفاعی مستحكم، با استفاده از وسایل  مهندسی (لودر، بلدوزر و ...) كه تا روز دوم منتقل شده بود، موفق به ایجاد خاكریزهای كوتاه و محدودی گردیدند.

نظر به اینكه نیروهای دشمن اهمیت محور ساحلی را درك می كردند، در روز بعد مجدداً تلاش های جدی و تازه خود را متوجه محور ساحلی كردند. سرعت در انتقال و عبور دستگاه های مهندسی و ایجاد خطوط دفاعی مطمئن و به یاری آمدن سایر یگان ها، عملاً از پیشروی دشمن ممانعت به عمل آورد و پس از چند روز با اتخاذ تدابیر لازم این محور نفوذناپذیر شد و دشمن نیز از آن ناامید گردید.

شروع تلاش های اساسی از جانب دشمن

تا روز سوم عملیات، دشمن تنها با نیروهای لشكر 5 و باقی مانده نیروهای موجود در منطقه به مقابله می پرداخت. طی این مدت رژیم صدام تصور می كرد، محور اصلی عملیات «هورالهویزه» است و طبعاً درك صحیح و مناسبی از موقعیت عملیات نداشت. علاوه بر این از هم پاشیدگی نیروهای موجود در منطقه و نیز انجام حمله از محور «ام الرصاص» كه به لحاظ نزدیكی به بصره، این شهر را در معرض تهدید قرار می داد و  همچنین امكان مسدود نمودن عقبه دشمن پس از عبور نیروهایش به سمت فاو و رأس البیشه، دشمن را دچار سردرگمی ساخت و قسمتی از تلاش او را به حل محور «ام الرصاص» معطوف نمود. اما سرانجام پس از  سه روز، دشمن متوجه اساسی بودن عملیات فاو شد و به صورت جدی وارد میدان گردید.

پیش آمدن وضعیت یاد شده عملاً «زمان» لازم را از دشمن به منظور مقابله گرفت، و زمینه های گسترش سر پل و حفظ و تحكیم مواضع بدست آمده را فراهم كرد. پس از ناكامی تلاش های اولیه دشمن، كه عمدتاً با لشكر 5 شروع شد، دشمن اقدام به وارد كردن لشكر گارد جمهوری نمود، بدین شكل كه قرارگاه تاكتیكی ستاد مشترك عراق در شهر ناصریه به فرماندهی نیروهای گارد جمهوری اعلام نمود، باید هرچه سریع تر با تمام امكانات برای سد كردن حمله رزمندگان و باز پس گیری مناطق تصرف شده تحت امر سپاه هفتم وارد عمل شود. بر این اساس و به دنبال تصمیم گیری عجولانه ستاد عملیات جنوب عراق، تیپ های 3 و 4 نیروی مخصوص گارد جمهوری وارد عمل شدند. دو تیپ مذكور در دو طرف و در امتداد جاده استراتژیك فاو- بصره گسترش یافته، به سمت شهر فاو حركت نمودند. قبل از آغاز درگیری نیروهای خودی به دلیل دید و تیر بر عقبه های دشمن و آرایش مناسب توپخانه ها، آتش پرحجم و سنگینی را بر روی نیروهای گارد اجرا كردند كه بر اثر آن 30% آنها به هلاكت رسیدند.

ضمناً در همین روز به گردان كماندویی تیپ 10 زرهی از نیروی مخصوص نیز دستور داده شد تا سه راهی كارخانه نمك – جاده ام القصر خود را گسترش دهد تا مانع از دور خوردن تیپ های 3 و 4 شود.

بدین ترتیب نیروهای گارد جمهوری پس از ورود به منطقه، شب را در پناه تانك ها و خاكریزهای پراكنده، كه به عنوان سنگر تانك مورد استفاده قرار می گرفت، به سر بردند تا پس از روشنایی هوا در روز بعد،‌حمله اساسی خود را شروع كنند.

قابل ذكر است كه نیروهای خودی طی این مدت (3 روز) و تا استقرار نیروهای لشكر گارد، با استفاده از زمان بدست آمده توانستند، پایگاه های اول و دوم موشكی در شمال شهر فاو را فتح و خود را به ضلع جنوبی كارخانه نمك و پس از آن با گسترش شرق- غربی به سمت جاده استراتژیك،‌روی جاده شنی تا كنار سه راهی كارخانه نمك، رسانده و درآنجا مستقر شوند.

درگیری با لشكر گارد

نیروهای خودی پس از درك موقعیت و نحوه گسترش عناصر لشكر گارد فلش حملات خود را از سه محور زیر تنظیم نمودند:

1-       جاده اول به سه راهی

2-       از جاده شنی به پشت دشمن

3-       از مقابل، روی جاده دوم و اطراف آن

بر این اساس در همان تاریكی شب و هنگامی كه نیروهای لشكر گارد در حال استراحت به سر می بردند، نیروهای خودی توانستند با استفاده از نقاط ضعف آنها،‌از آرایش مناسبی توأم با غافلگیری برخوردار شوند، چنانچه با آغاز درگیری،‌دشمن احساس نمود به طور همه جانبه، از روبرو و جناحین مورد تهاجم قرار گرفته است.

این حمله، همراه با اجرای انبوه آتش توپخانه، ادوات و سلاح های سبك برای دشمن كاملاً غیر منتظره بود، لذا عرصة‌نبرد، بر آنها تنگ شده و حتی قادر به كوچكترین حركت نشدند.

در صبح روز 24/11/64، هنوز هوا به طور كامل روشن نشده بود كه دشمن برای عقب زدن نیروهای خودی و به منظور پشتیبانی از لشكر گارد،  ساعت 30/5 دقیقه  صبح، مبادرت به حمله شیمیایی كرد، لیكن بمب های شیمیایی در میان دو تیپ از لشكر گارد جمهوری فرود آمد و منجر به آلودگی 70% از نیروهای آنها گردید. به طوری كه اكثر آنان، بینایی خود را از دست دادند. پس از این واقعه، نیروهای گارد سخت وحشت زده شده، مرتب درخواست كمك می كردند. با تلاش پیگیر، فرماندهی لشكر گارد، تیپ 443 به كمك تیپ های 3 و 4 فرستاده شد،‌لیكن در همان لحظات اولیه مورد حمله قوای اسلام قرار گرفت و پس از انهدام یك گردان، بقیه پا به فرار گذاشتند. گذشته از این با پیشروی رزمندگان اسلام تا كارخانه نمك و تصرف مقر لشكر 26 در داخل كارخانه،‌فرماندهی سپاه هفتم كه وحشت زده شده بود ناچاراً منطقه را ترك كرد در این بین نیروهایی كه در محاصره قرار داشتند همچنان سعی زیادی می كردند كه با بازیافتن خود از معركه بگریزند،‌لیكن تدبیر مناسب نیروها و نیز آتش پرحجم و قدرتمند توپخانه،‌امان دشمن را بریده بود، چنانچه فرماندة‌نیروهای محاصره شده،‌وضعیت خود را به فرماندهی رده بالا،‌چنین گزارش          می نمایند:

«درگیری بسیار شدید می باشد و نیروها در محل خود،‌مقاومت می كنند! نیروهای مهندسی كه قرار بوده امشب سنگرسازی گردان ها را حل نمایند، اكثر آنها فرار كردند گردان ها وضع بسیار بدی را می گذرانند».

«ما از تمام جهات و از چهار طرف در محاصره دشمن قرار گرفته ایم. احتیاج به یك تیپ زرهی داریم كه راه باز شود. لازم است این تدبیر،‌سریع انجام گیرد. به فرمانده لشكر 26 بگویید یك گردان مكانیزه و توپخانه بفرستد كه ما را پشتیبانی كنند. باید از جاده ساحلی (جاده فاو – البحار) نیروی كمكی برای تیپ 3 و 4 بفرستید، هرچه گران تمام شود».

فرمانده این تیپ در گزارش دیگری نیز، چنین می گوید:

«وضعیت ما بسیار بد و سخت می باشد،‌آتش توپخانه روی ما بسیار مؤثر است و تلفات نفرات، با شمارش دقیقه افزون تر می شود. فعلاً در مواضع خود مقاومت           می كنیم ولی به داد ما برسید»

پس از مسدود نمودن راه های كمك به نیروهای در حال محاصره و ناامیدی دشمن از اعزام نیروهای كمكی، فرماندهی لشكر گارد خطاب به فرماندهی تیپ 3 و 4، بعنوان آخرین راه حل، «جنگ و گریز» و «فرار» را توصیه می كند:

«شما با جنگ و گریز بیائید بیرون، چون خبر محاصره به بغداد رفته است. شما اگر می توانید آبروی لشكرتان را بخرید و بیائید عقب. ما كاری نمی توانیم بكنیم.»

پس از ابلاغ این فرمان، باقی ماندة‌نیروهای دشمن با ناامیدی، دست به تكاپو زدند و پس از ساعتی از جنگ و گریز حدود 2 ساعت بعد از ظهر، تنها تعداد اندكی از نیروهای گارد ریاست جمهوری صدام، توانستند از مهلكه جان سالم، بدر برند و اكثریت این نیروی ویژه به هلاكت رسیدند.

جنگ هوایی

همزمان با ورود لشكر گارد به منطقه، ‌بعد از ظهر روز سوم، حمله وسیع و گسترده هوایی دشمن آغاز شد. حاكمان بغداد برای جبران عقب ماندگی در «نبرد زمینی» و نیز ممانعت از پیشروی رزمندگان اسلام،‌مبادرت به حملات هوایی پی در پی كردند. این تلاش در روز چهارم،‌ابعاد وسیع تری را به خود گرفت. چنانچه نیروی هوایی دشمن با تمام توان وارد عمل شده و علاوه بر بمباران شیمیایی،‌به بمباران پلهای جزیره آبادان پرداخت.

در این میان آرایش مناسب سلاح های ضد هوایی،‌در طی 8 روز جنگ شدید هوایی، روزانه 3 تا 4 فروند از هواپیماهای دشمن را ساقط كردند.

پیدایش چنین وضعیتی، رعب زیادی را در دل خلبان های عراقی ایجاد كرد، به گونه ای كه وقتی وارد آسمان منطقه می شدند، بعضاً تنها درصدد خالی كردن بمبها در بیابان و فرار از تیررس گلوله های ضد هوایی و موشك های زمین به هوا بودند. این رعب آنقدر افزایش یافته بود كه حتی یك بار،‌پس از شلیك موشك و اصابت آن به هواپیما، خلبان هواپیمای دیگر دشمن، به خیال اینكه مورد اصابت قرار خواهد گرفت، ‌هواپیما را رها كرده،‌به بیرون پرید.

در مجموع تهاجمات وسیع هوایی دشمن نتوانست كاری از پیش برد و راه تداركات نیروها را مسدود نماید. به ویژه اینكه تدابیر برادران جهاد سازندگی در زمینه احداث پل بر روی بهمن شیر، امیدواری دشمن مبنی بر انسداد عقبه ها را تبدیل به یأس نمود و بدینوسیله گام مهمی در تثبیت منطقه، برداشته شد.

تصرف خط نهایی عملیات

طی پنج روز اول، نیروهای خودی در محور میانی جاده استراتژیك، محور ام القصر و كارخانه نمك، برحملات خود شدت بخشیده و توانستند نیمی از كارخانه نمك را تصرف كنند و بر روی جاده ام القصر نیز،‌خطی موازی كارخانه نمك تشكیل دهند. همچنین در محور میانی،‌كه دشمن شدیداً نسبت به آن حساس بود، رزمندگان طی چند شب درگیری متوالی،‌با در هم شكستن خطوط دشمن، در شب هشتم خود را به سه راهی كارخانه نمك رسانده و با احداث چند رده خاكریز بلند و آرایش مناسب ضد زره، در پشت آن مستقر شدند.

از روز هشتم به بعد با تشكیل خط مناسب پدافندی، دشمن كه خود را به طور كامل بازیافته بود،‌پاتك های خود را مجدداً آغاز كرد. بدین شكل كه ابتدا، از جاده فاو – البحار،‌وارد شد كه با مقاومت نیروهای خودی و سرانجام از دست دادن نفرات و انهدام تجهیزات، عقب  نشست.

سپس از جاده استراتژیك،‌فلش اصلی تهاجم خود را بر روی سه راهی كارخانه نمك، متمركز كرد. لیكن بر اثر اجرای آتش شدید خمپاره و توپخانه، انهدام قابل توجهی را متحمل شده، با به جا گذاردن هزاران كشته و زخمی، اقدام به عقب نشینی كرد.

پس از آن در روز یازدهم عملیات به منظور تكمیل خط پدافندی و تثبیت آن، در سراسر محور ساحلی و میانی، آب انداخته شد و بدین وسیله، دشمن از تلاش مجدد،‌در محورهای یادشده، ناامید گردید.

آتش سنگین توپخانه

در جریان حملات دشمن، در محورهای ساحلی و میانی، آتش توپخانه،‌نقش ویژه ای را در انهدام و عقب زدن نیروهای دشمن داشت. زیرا نیروهای آنها از آخرین نقطه عقبه خود، كه از محور ام الرصاص عبور می كردند تا خط تماس در فاو، زیر دید و تیر نیروهای خودی قرار داشتند.

شدت آتش خودی بر روی دشمن، به حدی بود كه تاب و توان مقاومت را از آنها سلب می كرد. نیروهای عراقی كه در طول چند سال جنگ، با چنین آتشی كمتر مواجه شده بودند، به شدت روحیه خود را باخته، به طوری كه فرمانده یكی از تیپ های دشمن می گوید:

«آتش توپخانه دشمن (ایران) وسیع و بسیار سنگین و مؤثر است. تعداد6 دستگاه تانك از كار افتاده است، توان رزمی به شدت پایین آمده ، كه بر اثر درگیری و آتش سه روز گذشته می باشد. توپخانه های دشمن (ایران) آزاد هستند. خواهش ما این است كه آتش متقابل، روی منابع آتش دشمن زیاد شود تا از حجم آن كاسته شود».

در چنین وضعیتی و با توجه به پاتك های متوالی دشمن و شكست آنها و انهدام قابل توجه نیروهایش، روحیه ارتش عراق به شدت متزلزل گردید. به طوری كه چند تن از فرماندهان رده بالا، خود را تسلیم نیروهای اسلام كردند.

تغییر تاكتیك دشمن

مقابله سرسخت رزمندگان، در محورهای ساحلی و جاده استراتژیك، امكان پیشروی را به دشمن نداد و تلفات بسیار سنگین و قابل ملاحظه ای را بر آنها وارد ساخت، به گونه ای كه این وضعیت، منجر به تغییر تاكتیك دشمن در «رزم» و «محورعملیات» گردید. بر این اساس كه نیروهای عراقی در تدبیر جدید خود، وارد كارخانه نمك و محور ام القصر شده، به كارگیری «نیروی پیاده» را جایگزین «نیروی زرهی» كردند.

اولین تلاش در محور ام القصر با درایت و مقاومت رزمندگان، درهم شكسته شد. تهاجم بعدی دشمن كه از داخل كارخانه صورت گرفت، به لحاظ عدم حضور جدی نیروهای خودی، موجب گردید یكی از مربعی های داخل كارخانه، به تصرف دشمن درآید. لیكن بلافاصله با تقویت آن محور و تلفاتی كه بر دشمن، وارد شد عملاً حركت آنها متوقف گردید. دشمن در این محور، برای هر 400 متر یك تیپ قرارداده بود و در هر حمله از چند تیپ استفاده می كرد، كه هركدام پس از آسیب دیدگی و تلفات وارده، مجبور به عقب نشینی می شدند.

قابل ذكر است كه در مقابله با پاتك های دشمن در محور ام القصر و كارخانه نمك، جنگنده های نیروی هوایی و هلی كوپترهای هوانیروز نقش مؤثری را ایفا كردند. به صورتی كه بمباران عقبه های دشمن در محور جاده دوم و سوم و شكار تانك های آنان، تلفات سنگینی را بر دشمن وارد ساخت.

تیم های آتش هوانیروز، نیز در یك تلاش چشمگیر در بالای سر دشمن حاضر بوده و با شروع هر حمله از جانب دشمن، آنها نیز با شجاعتی تحسین برانگیز به اجرای مأموریت می پرداختند.

نتایج بدست آمده در عملیات

در طی عملیات والفجر 8، نزدیك به 800 كیلومتر مربع از زمین های دشمن آزاد گردید و تلفات و خساراتی بر دشمن وارد شد، كه به گوشه ای از آن در زیر اشاره         می شود:

الف: نیرو

در جریان عملیات دشمن بیش از 50000 كشته و زخمی داشت كه در میان آنها، یك فرمانده لشكر و نزدیك به 5 فرمانده تیپ و ... دیده می شد. همچنین 700 نفر اسیر، كه در میان آنها، چندین سرهنگ ستاد، سرهنگ دوم، سرگرد، افسر جزء، خلبان هواپیما و هلی كوپتر و درجه دار وجود داشت به اسارت گرفته شدند.

ب: تجهیزات

 

وسایل منهدم غنیمتی:

تانك و نفربر 600دستگاه 120 دستگاه

خودرو500دستگاه250 دستگاه

توپخانه     150قبضه20 قبضه

هواپیما    45فروند                          

هلی كوپتر10 فروند            

ناوچه جنگی3 فروند                   

ضمناً مقدار معتنابهی وسایل مخابراتی، سلاح های سبك، رادارهای مختلف و نیز سلاح های ضد هوایی، در میان وسایل انهدامی دشمن و غنایم بدست آمده مشاهده می گردید.

ج: انهدام واحدها

در مجموع 10 تیپ پیاده، كماندویی و نیروی مخصوص 2 تیپ زرهی، 4گردان ضد هوایی، 10 گردان قاطع جیش الشعبی و 5 گردان توپخانه دشمن به طور 100% منهدم گردید.

از طرف دیگر 33 تیپ پیاده، كماندو و نیروی مخصوص، 8تیپ زرهی و مكانیزه دشمن بیش از 60% منهدم گردید، كه جهت بازسازی و تجدید سازمان از منطقه عملیاتی، خارج شدند.

همچنین نزدیك به 10 لشكر و 5 تیپ كماندو، زرهی و مكانیزه دشمن، 30% آسیب دیدند كه به دلیل كمبود نیروهای دشمن، كماكان در منطقه عملیاتی باقی ماندند،‌تا پس از تجدید سازمان نیروهای آسیب دیده و جایگزین آنها، نیروهای مزبور به عقب منتقل شوند.

 
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی