تبلیغات
مجله پایداری سرو سرخ ((کانون دانش آموختگان ادبیات پایداری فارس)) - شخصیتهای سیاه و سفید و رویكرد هنرمندان به نمایشنامه های دفاع مقدس
مکان تبلیغات متنی شما
درباره ما
آخرین مطالب
لینکستان
آمار سایت
 
مکان تبلیغات شما مکان تبلیغات شما Create your flash banner online in 5 step
                      شخصیتهای سیاه و سفید و رویكرد هنرمندان به نمایشنامه های دفاع مقدس

در گفت و گو با حسین مسافر آستانه هیچ مطلقی وجود ندارد!

آقای آستانه، ما در تئاتر دفاع مقدس با مسئلهای به نام دو دسته شدن شخصیتها یا همان شخصیتهای سیاه و سپید مواجهایم. آیا این مطلق و غیر مطلق بودن به دلیل خط قرمزهایی است كه تئاتر دولتی یا مركز هنرهای نمایی یا محل برگزاری تئاتر دفاع مقدس اعمال كرده یا خواست عوامل و دست اندركاران هنرمند است؟ 
این مسئله بیشتر تحت تأثیر شرایطی بود كه هنرمند سعی میكرد در آن اثری با مفاهیم دفاع مقدس خلق كند. به عنوان مثال در سالهای آغازین جنگ تحمیلی كه تئاتر دفاع مقدس هم تقریبا همزمان با آن پا گرفت، هنرمند سعی میكرد با كارهای تهییجی و تبلیغی و با سیاه و سپیدی كامل، رزمندگان ما را در مقابل سپاه سپاه دشمن قرار دهد. آن كارها، كارهایی مقطعی بود كه در واقع بیشتر برای تبلیغ حضور در جبهه به كار میرفت ولی در سالهای بعد مسایل ممیزی كه امری بدیهی و طبیعی است. چرا طبیعی؟ این مسئله در همه جای دنیا هم وجود دارد و همه فعالیتهای فرهنگی تحت ممیزی قرار دارند. مسئله ممیزی هم به این دلیل بود كه ما ارزشهای دفاع مقدس را با موضوعات فرعی و موضوعات كم تأثیر زیر سوال نبریم. یعنی ملزم به حفظ و رعایت روح اصلی و واقعی فرهنگ دفاع مقدس باشیم. اما این مسئله كه آدمها در تئاترها سیاه سیاه باشند یا سفید سفید در ممیزیها مطرح نبود. به همین دلیل در سالهای آخر جنگ و بعد از جنگ آثاری را داریم كه شخصیتها را با پیرنگی از سیاه و سفید پرداخته است. این مسئله در تئاتر بروز بیشتری دارد یعنی شخصیتها نه آنقدر آسمانی اند و غیرقابل دسترس و نه خیلی زمینی و پلشت كه نتوانیم مفاهیم عالیه انسانی را در او جستجو كنیم. ما در این شخصیت پردازیها میبینیم كه آدمها با تمام نقایص و اشكالاتی كه ممكن است برای هر انسانی پیش بیاید پا در راههای آسمان میگذارند. اما به نظر من هنرمندان امروز با نگاه دیگری به شخصیتهای واقعی دفاع مقدس نگاه میكنند. قطعا هنرمندان در روزهای دفاع مقدس نگاه و شرایط شان فرق میكرد كه ما باید با دید دیگری به آنها نگاه كنیم. آن زمان شرایط اجتماعی و سیاسی روز چنین ایجاب میكرده اما باید یك چیزی را مورد توجه قرار دهیم و آن هم حركت اصیل و درست انسانی است كه دستاوردهای مهم فرهنگی به همراه داشته است. ما نباید این مسایل را تحت الشعاع بعضی از دریافتهای ذهنی خود قرار دهیم و آن ارزشها را زیر سوال ببریم. به نظر شما ایرادی كه الان در نمایشنامه ها وجود دارد چیست؟ در حال حاضر ایرادی كه در بعضی متنها وجود دارد این است كه نویسنده ها برای خلق یك اثر نمایشی تلاش میكنند با ذهنیتها و تخیلهای زیاد به سراغ موضوع دفاع مقدس بروند. اینكه این ذهنیت و تخیل چقدر با واقعیت منطبق است باید مورد بررسی قرار بگیرد. آیا فكر نمی كنید كمی از این مسئله به ممیزی زیاد در حوزه تئاتر دفاع مقدس برگردد؟

 نه، این مسایل بیشتر به این برمی گردد كه اغلب نویسنده ها جنگ را درك نكرده اند و اغلب نسلهای بعد از جنگ هستند. با این حال او حق دارد در مورد دفاع مقدس بنویسد اما این نوشتن و این حق حتما باید با مطالعه و با مراجعه به منابع تحقیق انجام بگیرد. با تخیل و دریافتهای شخصی گاهی از حقیقت جنگ دور میشویم. صحبت های شما درست است. اما بگذارید در مورد مسئله موضوع شخصیت پردازی های سیاه و سفید مسئلهای را بگویم. ما كماكان در تئاترمان این دو دستگی در شخصیتها را میبینیم. شخصیتهای رزمنده ما آدمهای بسیجی پاكی هستند كه مومنانه زندگی میكنند و دست آخر هم شهید میشوند. یك كاراكتر سیاه هم داریم كه همیشه حضور دارد و آخر سر نابود میشود. آیا فكر میكنید با این شكل كارها تمام مفاهیم ارزشی جنگ و بعد از آن قابل بیان باشد؟ خیر. ببینید ما مطلق گرایی نداریم اما این اتفاقی است كه متأسفانه افتاده و در بسیاری از آثار نمایشی تحت شرایط خاص برخی نویسندگان خلق شده است. اما واقع بینانه اش این است كه ما اساساً مطلق گرایی در تئاتر نداریم. آدمها را باید با چشم واقع نگارانه و واقعیت نگارانه بررسی كنیم. دلیل دیگری كه برای بخشی از نویسندگان ما وجود دارد، این است كه ما اساساً در فرهنگ نمایشی قبل از انقلاب تا كنون حتی در فیلم های سینمایی هم این نگاه وجود داشته است. 
ما در سینمای دوره های گذشته آدمهایی را می بینیم كه یا سیاه سیاه بودند یا سفید سفید. البته سینمای قبل از انقلاب ما سینمای ستاره ها بود طوری كه همیشه باید یك ستاره خوب وجود میداشت. اما بعد از انقلاب سینمایمان دچار این تحول شد و به شخصیتهای خاكستری روی آورد در گونه های تئاتری هم شاهد این شخصیتهای تئاتری هستیم ولی متأسفانه درتئاتر دفاع مقدس این اتفاق نیفتاده. شما هم كه كار دفاع مقدس كردید و هم جزو مسئولان برگزاری جشنواره ها بودید برای ما توضیح دهید كه چرا این اتفاق افتاد؟ من معتقدم در دفاع مقدس «مطلقا» وجود ندارد. اتفاقا شما در سینمای دفاع مقدس بیشتر شاهد این سیاهی و سفیدی هستید. ما درباره تئاتر دفاع مقدس صحبت میكنیم. در تئاتر دفاع مقدس ما به جز یك برهه تاریخی و شاید چند سال بعد از دفاع مقدس اتفاقا شاهد تحولات عظیمی در نگاه نویسنده ها هستیم. اشكالی كه در نمایشنامه های دفاع مقدس وجود دارد این نیست كه اینها را مطلق سیاه میبینند یا مطلق سفید. اتفاقا نگاه واقع بینانه و واقعگرایانه ای دارند و اصلا مطلق نگری در كارشان وجود ندارد. پس ما آثار بسیار ارزشمندی داریم كه این نگاهی كه میفرمایید یعنی مطلق نگری در آن دیده نمی شود و خیلی واقع بینانهتر نوشته شده، اما به نظر من اشكال كار نمایشنامه نویسی، به خصوص در سالهای اخیر، عدم دستیابی به منابعی است كه واقعیتهای دوران دفاع مقدس را كاملا برای ما بشكافد و بازشناسی كند.
 اگر با دریافتهای فردی سراغ نوشتن آثار بروم همه چیز را یك بعدی میكنیم. این یك بعدی نگری فقط به معنای شخصیت سیاه و سفید نیست. به معنای موضوع هم هست. ضمن اینكه من اعتقاد دارم نویسنده نمی تواند بهانه كند منابع كم داریم، چون ما به لحاظ تاریخی هنوز آنقدرها از دفاع مقدس فاصله نگرفته ایم. ما هنوز به منابع زنده دفاع مقدس دسترسی داریم. هنوز خوشبختانه یادگاران دوران دفاع مقدس زیاد هستند. هنوز جانبازان دوران دفاع مقدس را در اطرافمان میبینیم. اینها همه منابع خوب مطالعاتی و تحقیقاتیای هستند كه یك نویسنده را به اندازه كافی با واقعیتهای دفاع مقدس آشنا میكند. به این قضیه از منظر دیگری هم نگاه كنیم و ببینیم چه دلیلی وجود داشت كه جشنواره تئاتر دفاع مقدس ما كه كم كم داشت همپای جشنواره های بین المللی پیش می رفت از بین رفت. در حالی كه ما در این جشنواره داشتیم به اسلوبها و قد و قواره های جهانی تئاتر می رسیدیم. آن هم با موضوع دفاع مقدس؟ معتقدم تئاتر دفاع مقدس با این جشنواره به گونه ای از تئاتر فاخر و بالنده دست پیدا كرد و اغلب هنرمندان به خاطر حضور در آن متن تولید میكردند و ما میبینیم كه بسیاری از هنرمندان بزرگ و برجسته ما در این جشنواره حضور پیدا میكنند. اما این را هم باید اذعان كنیم كه به هر حال آسیبهایی دامنگیر این جشنواره شده بود. باید بپذیریم كه كمبود شناخت ما از دفاع مقدس در این جشنواره به خوبی بروز پیدا كرده بود. ما واقعاً به پروژههای تحقیقی فراوانی نیاز داریم كه آن آسیبها دیگر به سراغ تئاتر ما نیاید. اما این به آن معنا نیست كه با تعطیل كردن یك جشنواره به سمت مرتفع كردن آسیبهای آن برویم. خب مسلم است وقتی جریانی تعطیل شود دیگر آن از بین نمیرود بلكه تا همیشه ادامه پیدا میكند. علت تعطیلی این جریان را به شكل برگزاری جشنواره واقعا نمی دانم و علیرغم شنیده های بسیاری هم كه داشتیم مسئولان میگفتند جشنواره اغنا كننده نبوده است.
 اما این هم نبوده است كه با تعطیلی آن جریان تئاتر دفاع مقدس هم تعطیل شده باشد. بله اما كمرنگ شده است بله، البته خوشبختانه هنرمندانی هستند كه انگیزه بسیار قویای برای تولید آثار دفاع مقدس داشته باشند. ما همچنان در سایر جشنواره ها و در اجراهای عمومی میبینیم كه هنرمندان آثارشان را ارایه می دهند و پس از جشنواره تئاتر دفاع مقدس شاهدیم در بسیاری از جشنواره ها منطقهای، استانی و سراسر كشور موضوعات تئاتر دفاع مقدس یكی از موضوعات بسیار قابل توجه هنرمندان است. مثلاً ما جشنواره تئاتر خرمشهر را داریم كه هنرمندان زیادی در آن حضور پیدا میكنند كه الان آن جشنواره به تئاتر مقاومت تبدیل شده است. اگر به این جریان نگاه كنید می بینید همین جشنواره استانی كم كم دارد به سمت بین المللی شدن هم پیش میرود. ما امروز شاهدیم كه هم اجرای عمومی پیشنهادهای خوبی داریم. از آن جمله بنده كاری دارم كه خیلی از هنرمندان دیگر هم سعی كردند در زمینه آن كارهایی انجام دهند. خیلی از هنرمندان در این سالها مثل آقای آذرنگ رشد كردند كه اتفاقا بعد از جشنواره تئاتر دفاع مقدس یكی از بهترین هایی است كه میبینم آمده و با جان و دل كار میكند. حتی میبینیم بعد از تعطیلی این جشنواره اصرارش بیشتر شده و وقت بیشتری برای تئاتر دفاع مقدس میگذارد. اینها نكات ارزشمندی است كه میتواند قابل توجه باشد. اما با وجود این اعتقاد دارم كاش جشنواره دفاع مقدس ادامه پیدا كند. 
هر چند كه برگزار كنندگانش گفته اند تعطیل نشده و كمی به مطالعات نیاز دارد. البته به نظرم به اندازه كافی فرصت مطالعات فراهم بوده و به زودی باید جشنواره دوباره راه بیفتد. ما هرچقدر در مورد دفاع مقدس كار كنیم و جشنواره بگذاریم و اجراهای عمومی را رونق بدهیم و از نمایشنامه نویسها حمایت كنیم، ارگانهای مختلف را به كار كردن در این زمینه تشویق كنیم هنوز كم كار كردهایم. به دو دلیل عمده یكی اینكه جامعه ما دین بزرگی نسبت به 8 سال دفاع مقدس دارد و دوم اینكه این جریان به قدری عمیق است كه تا سالها میتوان از آن منابع ارزشمند استخراج كرد. شما در صحبتهایتان به حمیدرضا آذرنگ اشاره كردید. چند روز پیش با ایشان صحبت میكردم و دل خونی از جشنواره تئاتر دفاع مقدس داشت. میگفت در این چند سال ما پولهای خوبی به نویسندگان پیشنهاد میكردیم كه برای كارهای ما متن بنویسند اما توجهی نداشتند. شما علت این قضیه را چه میدانید؟ بله من هم این را شنیدهام كه بسیاری از هنرمندان در سالهای آخر جشنواره ناراحت بودند. اصلاً از این مقوله گریزان شدند. من به این مسئله اعتقاد ندارم. برای اینكه تا حد زیادی تعطیلی جشنواره تو ذوق خورده اما اشاره كردم كه به اندازه كافی زمینه های دیگری وجود داشت كه می توانستند كار كنند و خیلیها كار كردند. خود آقای آذرنگ هم كار كرد. خیال روی خطوط موازی یكی از آنهاست كه فكر میكنم یكی از ماندگارترین آثار دفاع مقدس است. ولی اینكه تعطیلی جشنواره انگیزه ها را كمرنگ كرد، معتقدم هنرمند برای كار در حیطه دفاع مقدس منتظر جشنواره و غیره نیست هر چند كه بسیار لازم و ضروری است. اما عامل اصلی و انگیزه واقعی هنرمند برای كار در این زمینه ارزشهای موضوعی است. بقیه چیزهایی است كه میتواند به كمك هنرمند بیاید و هنرمند را مورد حمایت قرار دهد كه این حمایت و كمك البته چیز بسیار لازم و ضروری ست. اما برخی دوستان معتقد بودند فضای كار در آخرین دورههای جشنواره خیلی خوب نبوده. خب، قطعاً در هر جشنواره ای مقداری دلخوری و فضای بد وجود دارد. اما همین دوستان در جشنواره های دیگر مورد حمایت قرار گرفتند. در اجراهای عمومی و... هم همینطور. 
اینكه برخی میگویند از فرهنگ و جریان دلخور نیستند برای این است كه جریان دفاع مقدس را دوست داشتند و سوء برداشت هم نكردند. اما میبینیم كه آدمهای غیر مسئولی را سركار میگذارند كه هیچ تخصصی در حوزه تئاتر ندارند... چرا؟ این سوال به قدری سخت است كه من پاسخش را بلد نیستم. به نظرم دیگران باید پاسخگوی قضیه باشند چون من بعد از دوره دهم جشنواره كه تا 12دوره برگزار شد، در جریان امور و برگزاری آن نبودم. دوره دهم در مشهد برگزار شد؟ از مشهد به بعد خیلی در جریان نیستم. دوره یازدهم در مشهد برگزار شد. دوره دهم در خوزستان بود كه به دلیل وجود مشكلاتی كناره گیری كردم. از دفاع مقدس كناره گیری نكردم از برگزاری جشنواره كناره گیری كردم. به این دلیل كه بتوانم تجربیاتی كه در ده دوره برگزاری جشنواره دفاع مقدس به دست آورده بودم را روی كار پژوهش و تحقیق متمركز كنم و در این زمینه بتوانم منابعی تولید كنم تا مشكلات سر راه تئاتر دفاع مقدس را برطرف كنم. متأسفانه بعد از كناره گیری بنده تیم بعدی روند نگاهشان تغییر كرد و متأسفانه علیرغم مشكلاتی كه وجود داشت جشنواره خیلی پراكنده برگزار شد. فكر میكنم كه این جشنواره تعطیل نشده و دوباره با یك سری مطالعات دقیقتر به جریان سازی خود ادامه خواهد داد. شاید به این دلیل است كه شما دوست دارید این اتفاق بیفتد ولی با واقعیت جور نیست؟

 بله عمیقاً دوست دارم كه دوباره راه بیفتد و امیدوارم این اتفاق بیفتد. اوایل صحبتتان اشاره كردید به آسیب شناسی این قضیه آیا به نظر شما یكی از آسیب هایی كه به این جریان وارد شد گذاشتن یك نفر با تخصص دیگر در یك موقعیت دیگر نبود؟ قطعا در هر كاری كه یك مدیر غیر متخصص می آوریم آن كار دچار مشكل میشود. اما مطمئن هستم كه مسئولان برگزاری جشنواره با جریان تئاتر دشمنی نداشتند. عدم شناخت نیروهای جدیدی كه مسئولیت را به آنها واگذار كردند موجب این اتفاق شد. واقعاً فكر میكنم اگر تفكر نظامی هم پشت نظارتها بوده باشد مغرضانه نبوده است. فقط مطالعه نشده بود و آدمهایی راگذاشتند كه نتیجهاش را هم دیدیم. خب؛ با توجه به این صحبتها آیا ما میتوانیم بگوییم تئاتر دفاع مقدس به یك ژانر هنری تبدیل شده است؟ 

به نظرم این مسئله فقط تقسیم بندی موضوعی است، اما تئاتر دفاع مقدس تئاتری نیست كه بخواهد در یك شیوه اجرایی خاص بگنجد به نظر من همه سبك ها و شیوه های اجرایی تئاتر جهان را میتوان دستمایه اجراهای تئاتر دفاع مقدس قرار داد. پس این تقسیم بندیها فقط به لحاظ موضوعی است و من معتقدم تئاتر دفاع مقدس گونهای تئاتر شناور است كه ما از خصوصیات و مختصات ژانرهای مختلف تئاتری میتوانیم در آن استفاده كنیم. بررسی تئاتر دفاع مقدس نیاز به زمان طولانیتری دارد تا با ذكر نمونههای مختلف و جریانهای مختلف، مرور و مطالعهای از جریانهای پیش آمده داشته باشیم تا بعد به یك نتیجه برسیم كه چیزی كه ما از آن صحبت میكنیم تبدیل به یك ژانر شده است یا نه؟
 
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی