تبلیغات
مجله پایداری سرو سرخ ((کانون دانش آموختگان ادبیات پایداری فارس)) - شکارچی تانک
مکان تبلیغات متنی شما
درباره ما
آخرین مطالب
لینکستان
آمار سایت
 
مکان تبلیغات شما مکان تبلیغات شما Create your flash banner online in 5 step

جانباز رفیع غفاری، رزمنده ای دلاور و مایه ی مباهات و افتخار نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران است. او با پایمردی و انگیزه و ایمانی قوی، آموخته های خود را در عرصه آموزش و با بارزترین شکل ممکن، در صحنه نبرد به نمایش گذاشت و در طول هشت سال دفاع مقدس، علیرغم چند بار مجروح شدن، توانست با جسارتی بی حد، ۱۴۲ تانک و ۵۱ نفر بر زرهی دشمن بعثی را منهدم کند.

  

رزمندگان غیور دوران دفاع مقدس، حماسه، دلاوری و پیروزی های رفیع غفاری را در جنگ با تانک های فعال دشمن، مشاهده کرده اند و از نزدیک، وی را می شناسند. آوازه ی پیروزی وی، سینه به سینه به هموطنان منتقل شده است. هم اکنون او که دشمن را با توسل به قدرت الهی منهدم کرد، سرمشقی برای جوانان و آیندگان شده است.

او ثابت کرد که با تکیه بر آموزش در زمان صلح و اعتقاد به قدرت الهی، می توان در زمان جنگ خصم زبون را به تسلیم واداشت. در دوران دفاع مقدس، در مدت کمتر از چهار سال، توانست در هفت مرحله، به افتخار ارشدیت نائل گشته، در هر مرحله نیز یک درجه ترفیع بگیرد.

داستان زیر، داستان یکی از فرزندان دلاور این ملت بزرگ است. دلاور مردی که در طول جنگ تحمیلی و مقاطع سرنوشت ساز نبرد، با اتکا به نیروی ایمان، اعتقاد و یاری جستن از ...

خداوند، آموزش صحیح، انضباط خاص نظامی، وجدان قوی و استفاده از تکنولوژی روز و با شجاعت هرچه تمام تر، در طول نزدیک به چهار سال، نزدیک به ۱۴۲ تانک دشمن را منهدم کرد؛ به عبارت دیگر یک مرد جنگی با استفاده از امکانات موجود و در دسترس، توانست امکانات تسلیحاتی و نیروی انسانی را از چنگ دشمن خارج کند. در لحظه های حساس، طرح های تاکتیکی دشمن را با رزم دیگر همرزمان به هم ریزد و تیپ ها وگردان های زرهی را مجبور به عقب نشینی و فرار کند.

شبانه کلیه وسایل را جلو بردیم

« روز چهار شهریور سال ۶۰ نزدیک غروب تا آنجایی که ماشین می توانست برود رفتیم. در شب هم همچون هوا بسیار تاریک بود، رفتن به آن منطقه خیلی مشکل بود. برای این کار گفتم مقداری سیم تلفن آوردند. از محل حرکت و تا محلی که بایستی می رفتیم سیم کشیدیم.

بچه ها سیم ها را می گرفتند و جلو می رفتند. من جلو افتادم و بقیه نفرات پشت سر من حرکت کردند. تا حدود ساعت  ۱۲ شب توانستیم کلیه وسایل مان را به محل مورد نظر ببریم. حتی چند گالن آب پیش بینی کرده بودم تا موقع تیراندازی محل قبضه لو نرود لذا آب را دور و بر قبضه ها پاشیدم تا با تیراندازی گرد و خاک بلند نشود  و هم اینكه گرد و خاک جلوی دوربین را نگیرد و بتوانم هدف را ببینم و موشک را ردیابی کنم. همچنین با خمپاره اندازها و توپخانه منطقه هماهنگی کرده بودم که صبح آماده باشند تا وقتی که اطلاع دادم توسط توپخانه و خمپاره اندازها پشت هدف را بزنند تا دیده بان و یا نفرات دشمن در حال دیده بانی منطقه از ترس توی سنگر بروند و ما را نبینند تا ما بتوانیم کار خودمان را بکنیم. از ساعت ۱۲ شب تا صبح که هوا روشن شود، زمان مخصوصا برای من که خیلی دلواپس و هیجان زده بودم، خیلی دیر می گذشت. در هر صورت انتظار با آن همه سختی سرآمد و صبح شد. هوا گرگ و میش بود بلند شدم و بچه ها را صدا کردم و گفتم نماز را بجای آوردیم. در آن موقع با خدای خود راز و نیاز کردم و پیش خود گفتم: خدایا لااقل پیش این دوستان که چند روزی از ما پذیرایی کردند و مورد احترام زیاد آنها قرار داشتیم و موقع آمدن از زیر قرآن کریم ما را گذراندند و هزار تومان صدقه کنار گذاشتند و عهد کردند که اگر سالم برگشتیم،گوسفندی قربانی کنند، رو سفید و موفقمان بدار و ما را شرمنده نکن. از جمله یکی از دعاهایم این بود که: خدایا حالا که این تانک ها را منهدم می کنم اگر کسی بی گناه داخل تانک است سببی ساز که به دست ما کشته نشود این دعا درست برخلاف کارهای ناجوانمردانه دشمن بود؛ همان ها که شهرها و مردم بی دفاع ما را به موشک می بستند. پس از استغاثه و راز و نیاز با خداوند، رفتم پای قبضه موشك تاو. سه پایه را برپا کردم، بقیه دستگاه را نیز سوار کردم.

شروع روشنایی و شروع انهدام تانک ها

هنوز هوا کاملا روشن نشده بود، نشستم پشت دوربین قبضه و تانک ها را نگاه کردم.دیدم یکی از نفرات عراقی از تانک بیرون آمده چند قدم راه رفت و برگشت جلو تانک ایستاد و شروع به ورزش کرد. من از ترس اینکه مبادا او ما را ببیند، به وسیله بی سیم به رده بالاتر،‌ اعلام آمادگی کردم. بلافاصله توپخانه و خمپاره ها شروع به تیر اندازی کردند. با صدای تیر اندازی توپخانه، آن نفری که بیرون از تانک بود دوید و رفت داخل تانک، من هم به عنوان اولین هدف آن تانک را در نظر گرفتم و شلیك كردم. بعد از آن و قبل از موشک گذاری مجدد آن قبضه دویدم نشستم پشت قبضه دیگر، و با آن قبضه که موشک گذاری شده و آماده بود، یکی دیگر از تانک ها را زدم. و به سرعت رفتم پشت قبضه اول شلیك كردم به این ترتیب یکی با این قبضه و یکی با آن قبضه، ده گلوله موشک برده بودیم و ده دستگاه تانک را در زمان کمتر از چهار الی پنج دقیقه منهدم کردم که پنج دستگاه آنها آتش گرفت و تا ساعت ها می سوخت و مهمات داخل آنها منهدم می شد و ۵ دستگاه دیگر هم منهدم شدند.»

داستان شجاعت ها و پایمردی هایش را، او به قلم خودش بیان کرده است. هر چند در نگاهی اجمالی، به افسانه شبیه است، اما همواره افسانه ها ریشه در حقیقت داشته اند.

مرور این حقیقت افسانه وار توصیه ی ماست به کلیه نظامیان در هر درجه  و رسته و کلیه هم میهنان عزیز تا بدانند که چگونه در لحظه های پرطپش نبرد، انسان های قویدل، با صبر و استقامت، وظایف خود را بیش از آنچه که از آنان انتظار می رفت به انجام رساندند و چگونه در لحظه های سرنوشت ساز، چرخش پیروزی در نبرد را به سوی نیروهای خودی برگرداندند.

حماسه سازی صحنه های نبرد را از دلاورمردانی چون کریم عبادت، علی هاشم بختیاری فرماندهان پیشین و فعلی تیپ ۵۵ هوابرد و دیگر رزمندگان سال های دفاع مقدس که خود شاهد بر این حماسه بودند می توان شنید.

جدول زمان و تعداد و محل منهدم شدن تانک ها و نفربرهای دشمن توسط جانباز رزمنده رفیع غفاری:

۵۹/۱۰/۱۹

۶ دستگاه

غرب کرخه ( پل نادری)

۵۹/۱۰/۲

۱ دستگاه

غرب کرخه ( پل نادری )

۶۰/۱/۱۵

۵ دستگاه

تپه چشمه ( ارتفاعات سپتون، غرب کرخه )

۶۰/۲/۱۱

۳ دستگاه

تپه چشمه ( ارتفاعات سپتون، غرب کرخه )

۶۰/۲/۱۲

۱ دستگاه

تپه چشمه ( ارتفاعات سپتون، غرب کرخه )

۶۰/۲/۱۲

۳ دستگاه

تپه چشمه ( ارتفاعات سپتون، غرب کرخه )

۶۰/۲/۱۳

۱۷ دستگاه

غرب سوسنگرد

۶۰/۶/۵

۹ دستگاه

تنگه ی رقابیه ( در عملیات چریکی منطقه تیپ ۲ زنجان، لشکر ۱۶

با ۲ قبضه در کمتر از ۵ دقیقه)

۶۰/۶/۸

۱ دستگاه

کوت کاپن، غرب کرخه ( در کمین صبحگاهی )

۶۰/۶/۱۱

۲ دستگاه

دهلاویه ( منطقه عملیاتی لشگر ۹۲ )

۶۰/۹/۱۷

۱ دستگاه

رقابیه

۶۰/۱۲/۲۹

۳۹ دستگاه

رقابیه ( حمله عراق قبل از عملیات فتح المبین )

۶۱/۱/۴

۱۴ دستگاه

رقابیه ( عملیات فتح المبین )

۶۱/۱/۵

۱۱ دستگاه

رقابیه( عملیات فتح المبین )

۶۱/۲/۱۲

۲۹ دستگاه

ایستگاه حسینیه جاده اهواز ـ خرمشهر( عملیات بیت المقدس )

۶۱/۲/۱۲

۱۲ دستگاه

ایستگاه حسینیه جاده اهواز ـ خرمشهر( چهار دستگاه آن با تفنگ ۱۰۶ بود

۶۱/۷/۱۰

۱۶ دستگاه

ارتفاعات کهنه ریگ سومار ( عملیات مسلم بن عقیل )

۶۱/۷/۱۴

۲ دستگاه

ارتفاعات کهنه ریگ سومار ( عملیات مسلم بن عقیل )

۶۱/۷/۲۱

۱ دستگاه

ارتفاعات کهنه ریگ سومار ( عملیات مسلم بن عقیل )

۶۱/۷/۲۳

۱ دستگاه

ارتفاعات کهنه ریگ سومار ( عملیات مسلم بن عقیل )

۶۱/۸/۱

۱ دستگاه

ارتفاعات سلمان کشته، سومار

۶۱/۸/۲

۱ دستگاه

ارتفاعات سلمان کشته، سومار

۶۱/۸/۵

۱ دستگاه

ارتفاعات کهنه ریگ سومار

۶۱/۱۱/۲۳

۱ دستگاه

ارتفاعات تپه ۱۶۵ جنب پاسگاه بجلیه ( عین خوش والفجر )

۶۲/۵/۱۷

۵ دستگاه

مقابل ارتفاعات قلاویزان مهران ( والفجر ۳ )

۶۳/۱۲/۲۵

۱۸ دستگاه

شرق دجله ( عملیات بدر )

غنیمت گرفتن بیش از ۵۰ دستگاه تانک و نفربر سالم در عملیاتهای مختلف، به علت رها کردن و فرار خدمه آنها از ترس انهدام.

نگارش:  محمد بداقی

منبع: کتاب تانک. شکار. رفیع سازمان ایثارگران نزاجا





:: برچسب‌ها: رفیع غفاری , شکارچی تانک ,
ن : علی رضا کریمی
ت : یکشنبه 11 فروردین 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
http://alysejacobos.hatenablog.com/?page=1435122182 شنبه 7 مرداد 1396 11:35 ب.ظ
Wow, superb weblog layout! How long have you ever been running a blog for?
you made running a blog glance easy. The overall look of your web site is excellent, as neatly as the content
material!
manicure سه شنبه 22 فروردین 1396 01:28 ق.ظ
Hi there it's me, I am also visiting this web site regularly, this
web page is genuinely nice and the users are actually sharing fastidious thoughts.
manicure سه شنبه 22 فروردین 1396 12:22 ق.ظ
I am not sure where you're getting your information, but good topic.
I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for fantastic information I was looking for this info
for my mission.
BHW دوشنبه 21 فروردین 1396 07:07 ب.ظ
Woah! I'm really loving the template/theme of this site.
It's simple, yet effective. A lot of times it's very hard to get
that "perfect balance" between usability and appearance.
I must say you have done a awesome job with this.
Additionally, the blog loads extremely fast
for me on Internet explorer. Excellent Blog!
BHW جمعه 11 فروردین 1396 11:30 ب.ظ
Howdy! This post couldn't be written much better! Reading through this article reminds me
of my previous roommate! He constantly kept preaching about this.
I am going to send this information to him.
Pretty sure he'll have a very good read. Many
thanks for sharing!
تبادل لینک پربازدید سه شنبه 22 تیر 1395 09:22 ب.ظ
سلام مطالب خوبی داری اگه دوست داری وبلاگ رو تبلیغ کنی به وب من بیا و لینک وبلاگتو ثبت کن تا رتبط بره بالا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی