تبلیغات
مجله پایداری سرو سرخ ((کانون دانش آموختگان ادبیات پایداری فارس)) - ملاحظاتی در مورد نقد شعر دفاع مقدس
مکان تبلیغات متنی شما
درباره ما
آخرین مطالب
لینکستان
آمار سایت
 
مکان تبلیغات شما مکان تبلیغات شما Create your flash banner online in 5 step
                                             ملاحظاتی در مورد نقد شعر دفاع مقدس

نقد هنری كه نقد ادبی از زیر مجموعه های آن محسوب می گردد، نوعی تفسیر، تحلیل و ارزشگذاری اثر به منظور درك عمیق آن و یافتن هستی زیبایی شناسانة آن است. پس چه بسا هیچ نشانی از خصومت، مخالفت و ستیزه جویی در نقد ادبی دیده نشود. اما این امر مانع از آسیب شناسی آثار ادبی توسط نقد ادبی نمی شود.
نقد ادبی با تلاش برای یافتن پاسخ به پرسش های زیر در حقیقت به عملی میان رشته ای تبدیل می شود و از جامعه شناسی، سیاست، روان شناسی، فلسفه و حتی دیگر رشته های هنری چون موسیقی، سینما، تئاتر و... كمك می گیرد:
ـ اثر ادبی چیست؟
ـ اثر ادبی چه می كند؟
ـ اثر ادبی چه ارزشی دارد؟
موضوع نقد ادبی می تواند یك اثر ادبی مشخص، گروهی از آثار ادبی 
یك شاعر یا نویسنده، گروهی از آثار ادبی جمعی از شاعران و نویسندگان، كل آثار ادبی یك شاعر یا نویسنده، گروهی از آثار ادبی با موضوع واحد، گروهی از آثار ادبی با سبك و شیوة واحد، گروهی از آثار ادبی یك دورة زمانی مشخص یا هر نوع اثر یا گروه آثار دیگر باشد.
***
شعر دفاع مقدس چیست؟
شعر دفاع مقدس چه می كند؟
شعر دفاع مقدس چه ارزشی دارد؟
«چیستی شعر دفاع مقدس» یعنی چه؟ در پاسخ به این سؤال باید به ماهیت شعری، جایگاه تكنیك، نوع تكنیك های شعرآفرین، سبك یا سبك های مختلف آن، جایگاه موضوع و دیگر مختصاتی كه روی هم رفته، هستی زیبایی شناسانة شعر دفاع مقدس را شكل می دهد، پرداخت. انسجام، هماهنگی و درخشش شعر دفاع مقدس به عنوان یك اثر ادبی طی این فرایند مورد بررسی قرار می گیرد.
«تأثیر شعر دفاع مقدس» چگونه و براساس چه مكانیسمی بر مخاطب وارد می گردد؟ فارغ از زمینه های مختلف برون متنی باید دید شعر دفاع مقدس با كدام شیوه های بیانی بینامتنی، پیرامتنی، پیشامتنی و مهمتر از همه درون متنی عمل می نماید؟
اما «ارزش شعر دفاع مقدس» در دو حوزه قابل تخمین و برآورد است. یكی از این دو حوزه، كلیت شعر معاصر است. در این حوزه جایگاه شعر دفاع مقدس در روند تكاملی شعر معاصر بررسی می شود. پویایی، ایستایی و حتی حركت قهقرایی شعر فارسی، حاصل از تأثیر شعر دفاع مقدس در طی این پژوهش مورد تحقیق قرارمی گیرد.
اما حوزة دیگر ارزیابی و ارزشگذاری شعر دفاع مقدس در عرصه های خارج از ادبیات شكل می گیرد. اگر بپذیریم كه شاعر علاوه بر تعهدات ادبی، مسئولیت های دیگری نیز به عنوان یك انسان (جدا از شخصیت ادبی اش) برعهده دارد، شعر او باید بتواند برآیندی هنرمندانه و خلاقانه از مسئولیت های ادبی اش از یك سو و تعهدات اجتماعی، سیاسی و حتی ایدئولوژیكش از دیگرسو باشد. بنابراین در این حوزة تحقیقی به این مسأله پرداخته می شود كه آیا شاعر دفاع مقدس توانسته است در سال های دفاع مقدس و پس از آن، شعر خود را در صحنه های اجتماعی و سیاسی نقش مند كند؟ او كدام گروه از مخاطبین را هدف گرفته است؟ آیا او توانسته شعری در گرانیگاه فرم و محتوا بسراید یا اینكه برای جذب طیف های متنوع تر و وسیع تر مخاطبین به شعارسرایی مبادرت نموده است؟
***
سؤال اینجاست كه آیا منتقدان شعر معاصر با گذشت حدود سه دهه از عمر شعر دفاع مقدس، آن را به طور جدی مورد نقد قرار داده اند؟ آیا در حوزة نقد شعر معاصر، می توان جریانی تحت عنوان «نقد شعر دفاع مقدس» تشخیص داد؟ آیا چیستی این شعر به عنوان هویت ادبی مستقلی به طور دقیق شناسایی شده است و یا وابستگی آن به جریان شعری خاصی به اثبات رسیده است؟ آیا روند تكامل و تحول این شعر در طول این سه دهه به صورت منحنی مشخصی با ضریب زاویة مثبت (صعودی)، منفی (نزولی) یا صفر (افقی و بدون حركت صعودی یا نزولی) ارایه شده است؟ آیا سیر مخاطب شناسی شعر دفاع مقدس در طول عمر آن به درستی انجام شده است؟ آیا نسبت این شعر با جریان های شعر همزمانش از نظر فرم یا محتوا مورد بررسی جدی قرارگرفته است؟ آیا نقشمندی شعر دفاع مقدس به عنوان یكی از تولیدات فرهنگی و هنری در جریانات سیاسی و اجتماعی دوران جنگ و پس از آن به درستی ارزیابی شده است؟
***
به گمان صاحب این قلم، حتی اگر پاسخ به سؤالات فوق، مثبت باشد (كه نیست!) فقدان یا كمبود جریان نقد تأثیرگذار دامن گیر شعر دفاع مقدس نیست بلكه معضلی گریبانگیر شعر معاصر فارسی است.
اولاً بیایید تعداد منتقدان تأثیرگذار و حتی پركار شعر معاصر را پیش چشم بیاوریم! این رقم به نسبت تعداد اشعار و مجموعه اشعار منتشره آنقدر ناچیز است كه انتظار ایجاد جریان نقدی همپای جریانات شعری این دوران، انتظاری نابجا به نظر می رسد.
ثانیاً بیایید تعداد كتب نقد جریان ساز را در شعر معاصر مرور كنیم! این رقم از تعداد منتقدان هم اسف انگیزتر است. به راستی طی حدود پنجاه سال عمر نقد علمی و جدی شعر معاصر چند «طلا در مس» داشته ایم؟ آن هم نقدی كه بی ملاحظه همة جریان ها را ببیند و جریانی را به دلیل ناهمخوانی تكنیكی یا محتوایی با ذهنیت مطلوب صاحب خود حذف نكرده باشد؟ نقدی كه نه تنها همة جریان ها را ببیند، بلكه بی ملاحظه هم بر كاغذ بریزد؟

ثالثاً بیایید جریان تولید فكر و فلسفه را در این مرز و بوم به تماشا بنشینیم. این تماشا دیگر به طور قطع و یقین نتیجه ی خوبی نخواهد داشت. اگر ترجمه ها و شرح افكار فلاسفة دیروز و امروز نبود، دست فرهنگ و نقد ادبی ما از امروز هم خالی تر بود، اما در هر صورت باید پذیرفت كه وضعیت حاضر نمی تواند برای تولید جریان قدرتمند نقد ادبی در آینده، افق روشنی را ترسیم نماید.
اگر شعر دفاع مقدس را تافتة جدابافته ای از شعر معاصر ندانیم (كه هرگز نه می خواهیم و نه می توانیم بدانیم!) و نیز به عمر آن كه هنوز هم به سه دهه نمی رسد توجه كنیم، نباید فقدان جریان فراگیر نقد شعر دفاع مقدس را لزوماً یك فاجعه تلقی كنیم یا تمام ابعاد آن را نتیجة توطئه های ادبی ایران و جهان بدانیم.
***
آیا هنوز شعر دفاع مقدس، پدیده ای زنده محسوب می شود؟ اگر فعلاً زنده است، آیا زندگی اش ادامه خواهد داشت؟
شعر جنگ، با شعر جنگ شروع نشد بلكه با احساس مسئولیت شاعر در قبال تاریخ و اجتماع به عنوان یك انسان شكل گرفت. این مسئولیت ها در آن برهة زمانی مسئولیت ادبی او را تحت الشعاع قرار می دهد و به این ترتیب در ابتدای جنگ اشعاری با درون مایه های حماسی یا عاطفی سروده می شود كه علی رغم قاعده افزایی های نه چندان تازه در فرم و صورت های زبانی، بیشتر در سطح پدیده ها و اشیاء و كاراكترهای شعری متوقف می شوند. در این هنگام ضلع مخاطب در مثلث هنری «هنرمند ـ اثر هنری ـ مخاطب» از اضلاع دیگر بزرگتر است.

با گذشت زمان و ایجاد فاصله از مقطع آغاز جنگ، شاعران كم كم در كنار مسئولیت های تاریخی و اجتماعی خود، مسئولیت ادبی خویش را هم جدی می گیرند. لذا به تدریج به ساختارهای پیچیده تر و هنری تر نزدیك می شوند.
بالاخره وقتی سال های پرشور دفاع مقدس به پایان می رسد، شاعران از آن هیجانات ژورنالیستی فاصله می گیرند و كم كم از سطح پدیده ها، اشیاء و كاراكترهای شعری به عمق آنها رسوخ می كنند. شگردهای زبانی به جای بازی های سادة فرمیك زبانی، جزء نگری به جای كلی نگری، عینی گرایی به جای معناگرایی اشكار، آرمان گریزی و معناگریزی (تأخیر معنا) به جای شعارسرایی به آنها امكان می دهد حركتی شتابان را به سمت ایجاد یك ژانر مستقل آغاز كنند. حالا در واقع شعر دفاع مقدس متولد شده است. تولدی كه سال های طول كشید و حركتی كه سال هایی بیشتر به طول خواهد انجامید. حركتی كه همراه با جریانات جدید شعری كه در طول زمان ایجاد یا احیا می شوند، قرین و همراه می گردد و به روز می شود. این شعر با گسترش مضمونی و توجه به مفهوم مقاومت در سطحی فراتر از جبهه های جنگ هشت سالة ایران و عراق، حالا به مرزهایی تازه چشم دوخته است.
از سوی دیگر شاعر دفاع مقدس امروزه با فاصله گیری از سال های جنگ بدون ملاحظاتی كه در آن دوران داشت، نگاهی واقعگرایانه تر به جنگ و تبعات آن می اندازد. از جزمیت و مطلق نگری رهایی می یابد و نظری همه جانبه به جنگ می اندازد تا ضمن ثبت و بازآفرینی زشتی ها و زیبایی های جنگ در كنار هم، لحظات ناب انسانی جنگ را تصویر نماید.
در نهایت باید اعتراف كرد كه تبعات عینی جنگ هنوز با چشم غیرمسلح هم دیده می شود. این تبعات تركش های فیزیكی جنگند كه هنوز درد دارند و دچار خونریزی هستند! سرودن از آنها، هنوز هم سرودن از دفاع مقدس است. 

این ملاحظات و بسیاری ملاحظات دیگر كه در فرصتی مناسب قابل طرح و بررسی هستند به ما گوشزد می كند كه شعر دفاع مقدس هنوز زنده و پویاست. طبعاً نقد كامل شعری كه هنوز در حال رشد و تكوین است، امكان پذیر نیست. اگرچه نقد آثار ارایه شده در این حیطه و آسیب شناسی این جریان شعری به رشد و تكوین آن كمك می كند اما با این حال نباید و نمی توان انتظار داشت كه شاكلة كلی شعر دفاع قمدس قابل ترسیم باشد و بر این اساس نقد جامع و نهایی آن ارایه گردد.
از این منظر نقد شعر دفاع مقدس دچار بحران نیست. منتقد شعر دفاع مقدس هنوز هم فرصت های بسیاری برای كار بر روی این شعر در اختیار دارد. این همه اما مانع از آن نمی شود كه در دكان این نقد را تخته كنیم! نقد آنچه تاكنون سروده شده و استخراج نكات آسیب شناسانة شعر دفاع مقدس، چنانچه ذكر شد می تواند در تكامل این شعر مؤثر باشد و آن را تسریع نماید.
آیا جای این نقد و آسیب شناسی كاملاً خالی است؟ علی رغم آنچه پیش از این و در سطور بالاتر راجع به فقدان جریان قدرتمند نقد نه تنها در مورد شعر دفاع مقدس بلكه در مورد كل شعر معاصر ذكر شد، بی انصافی است اگر از كنار دریایی از نقدهای مطبوعاتی كه طی دهه های گذشته با گسترش چشمگیر نشریات، مجلات و صفحات تخصصی و نیمه تخصصی شعر رونق گرفته اند، بی اعتنا عبور كنیم. درست است كه برخلاف كتب آكادمیك نقد، نقدهای ژورنالیستی معمولاً فاقد منابع و مآخذ و در نتیجه فاقد اصالت علمی و ادبی لازم هستند، اما تردیدی نیست كه از این دریا می توان گوهرهای فراوانی صید كرد. درست است كه به ضرورت های روزمرگی ژورنالیستی فراز و فرودهای فراوانی در نقد و پژوهش های ادبی منتشره در نشریات فصلی و ماهیانه و هفتگی و حتی روزانه مشاهده می شود اما نباید به جرم فرودها، فرازها را نادیده گرفت. صاحب این قلم تردید ندارد كه اگر طی پروژه ای دقیق، نقدهایی از این دست كه در حوزه های مختلف شعر دفاع مقدس نگاشته شده اند، جمع آوری و تدوین گردند، حاصل كار، فقر موجود در این زمینه را اگر نه كاملاً، تا حد زیادی مرتفع خواهد نمود. فقری كه با حضور تنها چند كتاب از جمله مجموعه سه جلدی «نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس» اثر دكتر «محمدرضا سنگری»، «بررسی تطبیقی موضوعات پایداری» اثر «عبدالجبار كاكایی» و «دستی بر آتش» اثر دكتر «غلامرضا كافی» بسیار بسیار آزاردهنده به نظر می رسد.
***
نقد شعر به عنوان فعالیتی ادبی كه نه تنها ارزش كمتر از شعر و شاعری نداشت بلكه همتراز با آن و گاه در جایگاهی رفیع تر و فاخرتر از آن هم قرار می گرفت، در ایران از سال های پیش از نهضت مشروطه و در درگیری های پایان ناپذیر تجددطلبان و سنتی گرایان، آغاز گردید. اما نقد شعر به عنوان جریانی علمی و مستمر از دهة چهل شكل می گیرد. مقطعی كه در آن به دلایلی متعدد، سنت ستیزی و مدرنیزاسیون در همة ابعاد و رشته ها و زمینه ها از جمله شعر، حتی بدون توجه به سابقة دیرینة این نوع ادبی در ایران خودبخود یك ارزش محسوب می شد. بنابراین این از آن موقع نظریه پردازی ادبی و راه اندازی جریان های شعری، با مدد از تئوری های وارداتی ترجمه شده رونق گرفت. هرچند جریان های مذكور عمر و عمق چندانی نیافتند اما سنت نقد و نظریه پردازی ادبی را در صحنة ادبیات ایران نهادینه كردند.
این اوضاع شعر را از میان مردم به جمع های بستة روشنفكری سوق داد. مجامعی كه خط مشی فكری حاكم بر آنها غالباً دینی نبود و علی رغم درگیری های گاه و بیگاه با دستگاه رژیم پهلوی و بعد شركتی قابل قبول در انقلاب اسلامی ایران در سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت، بدلیل ماهیت ایدئولوژیك انقلاب و نظام اسلامی برآمده از آن، پس از پیروزی انقلاب، حكومت تازه را مطابق خواسته های انقلابی خود نمی دیدند. پس یا بی تفاوتی پیشه گرفتند و سكوت كردند و یا وجهه ای كمرنگ یا پررنگ از اپوزیسیون را پذیرفتند.

منتقدان ادبی سرشناس ایران از همین مجامع بودند. آنان كه با ثمرة انقلاب، یعنی نظام جمهوری اسلامی همدل نبودند چگونه می توانستند در برابر شعر انقلاب و پس از آن شعر دفاع مقدس موضعی طبیعی و صرفاً علمی ـ ادبی اتخاذ نمایند. پس یا شعر انقلاب و دفاع مقدس را ندیدند (خود رابه ندیدن زدند!) و یا دیدند و مغرضانه ذكر جملاتی كوتاه، كلی، نادقیق و نامستند بسنده كردند كه از ندیده گرفتن گروه دیگر، توهین آمیزتر بود.
بعضی از این منتقدین هم اصولاً فرمالیست بودند و در برابر ارجاعات خارج از متون ادبی، چون وقایع اجتماعی و سیاسی، ادبیاتی جز سكوت نداشتند. انقلاب اسلامی این گروه را نیز دچار سكوتی موقتی، حداقل برای چند سال تا سال های انتهایی دهة شصت كرد. سكوتی كه طبعاً در برابر شعر انقلاب و دفاع مقدس با آن ارجاعات عظیم بیرون متنی تداوم می یافت.
از سوی دیگر وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به دلایلی كه ذكر خواهد شد، گفتمان نو حاكم بر شعر ایران را تا مقطع وقوع انقلاب به گفتمانی كلاسیك تبدیل كرد. این تغییر گفتمان موجب احیاء قوالب كلاسیك شعر فارسی گردید. دلایل این تغییر گفتمان را می توان در موارد زیر مطرح نمود:
ـ در سال های پیش از وقوع انقلاب اسلامی، ایران دستخوش جریان لجام گسیختة مدرنیسمی سطحی، تقلیدی و سنت ستیز بود كه بی اعتنا به جامعة مذهبی ـ سنتی ایرانی، مشغول گسترش و تخریب ناسنجیده بنیادهای مقبول و جاافتاده ای چون خانواده بود. انقلاب اسلامی در واقع تحول را در لجام زدن به این جریان لجام گسیخته جستجو كرد و در این راه به احیای سنت در تقریباً همة آحاد و ابعاد منجر شد. شعر فارسی نیز به دلیل ماهیت خاص بنیادگرایانة انقلاب اسلامی رویكردی مجدد به قوالب كلاسیك نشان داد و به واقع گفتمان نو مسلط بر خویش را به حاشیه راند و تسلط گفتمان سنتی را بر خود پذیرفت.

ـ این تغییر گفتمان همچنین عكس العملی انفعالی و البته افراطی در برابر بی تفاوتی بخش عمدة شعر نو آن روزگار نسبت به ارجاعات مهم سیاسی و اجتماعی، خصوصاً تحركات سیاسی و اجتماعی با بن مایة دینی محسوب می شد. گویی بسیاری از شاعران، خودآگاه و ناخودآگاه، قوالب نو را در این قصور، مقصر تشخیص دادند و به همین دلیل حتی بعضی از نوسرایان آن روزگار نیز به سرایش شعر كلاسیك روی آوردند. در این بین، غزل، مثنوی، چهارپاره، دوبیتی و رباعی با اقبال بیشتری روبرو گردیدند.
ـ شاعران انقلاب و دفاع مقدس غالباً شاعران جوانی بودند كه به دلیل عدم حضور در مجامع روشنفكری شعر پیش از انقلاب با شعر نو كه نقل خاص آن مجالس بود، مؤانستی همتراز با شعر كلاسیك فارسی نداشتند و در حقیقت آبشخور مطالعاتی آنها عموماً شعر سنتی ایران بود. همین امر باعث رویكرد عمدة این شاعران به قوالب كلاسیك گردید.
ـ توجه شاعران انقلاب و دفاع مقدس به توسعة طیف مخاطب عام و سهولت ارتباط این طیف از مخاطبان با شعر سنتی، بر رونق مجدد این قوالب مؤثر واقع گردید. مخاطبانی كه برخوردهای معدود و محدودشان با شعر تنها در حوزة شعر كلاسیك اتفاق می افتاد.
ـ بالاخره سكوت جریان ها و امواج شعری برآمده از تئوری ها و نظریه های ادبی در برابر فراگیری و گستردگی حادثة عظیمی چون انقلاب اسلامی، به دلیل ادبیات سكوتشان در برابر حادثة خارجی، فرصت را برای سنتی سرایان فعالی فراهم آورد كه میدان شعر ایران را از آن خود نمایند.
عكس العمل منتقدان سرشناس و غالباً روشنفكر شعر فارسی در برابر تغییر گفتمان نو شعر ایران به سنتی، سكوت و ندیده گرفتن این جریان تازه نفس بود. چراكه آنان قوالب سنتی را قوالبی مرده تصور می كردند.

گویا شاعران دورة بازگشت دوباره از پس غبار سال ها مجدداً ظهور كرده و قصد تقلید و بازسرایی شعر قدیم را دارند بی آنكه خلاقیتی در جهت آفرینش هنری تازه در چنته داشته باشند! چیزی نگذشت كه شاعران انقلاب و دفاع مقدس با كشف ظرفیت های نامكشوف قوالب سنتی شعر فارسی، تحولی شگرف در زبان و بیان شعری در همین قوالب بوجود آوردند كه بحث راجع به كم و كیف این تحول خود فرصتی مستقل می طلبد.
***
شعر دفاع مقدس، مقدس نیست!
این حكم هرچقدر در نزد اهل ادبیات و شعر بدیهی است، پیش اهل سیاست غیرممكن، است.
ارزش یا لااقل تمام ارزش یك شعر در موضوع آن خلاصه نمی شود. گره خوردگی غیرقابل انكار فرم و محتوا در شعر ارزشگذاری آن را به هر دو وابسته می نماید. در عین حال باید پذیرفت كه نقد یكی از این دو لزوماً به معنی انكار دیگری نیست. اما آیا این مسأله برای متولیان تولید و عرضة شعر دفاع مقدس روشن و جاافتاده است؟

برخی مراكز كه به درست یا نادرست عهده دار سرپرستی آثار هنری متعهد به انقلاب و دفاع مقدس هستند، با دید همه جانبه نگر هنرمند، به تمامی سرِ سازگاری ندارند. از دید این مراكز موضوع و پیام شعر تمامیت شعر را شكل می دهد و شكل در درجة بعدی اهمیت قرار می گیرد. از آنجا كه ملاحظات غیرفرهنگی در تصمیم گیری های این مراكز اولویت دارد، پس در غیاب دید هنرمندانه، نقد شعر به معنای نقد موضوع شعر گرفته می شود.
رأی و نظر این مراكز در قبال ایفای نقش حمایتی شان در تولید و عرضة آثار هنری، متأسفانه باعث ایجاد روحیة خودسانسوری در بعضی از هنرمندان می شود و مهمتر از آن فرصت و جسارت نقد آثار منتشره را نیز زایل می نماید.

پس از جنگ چنانچه ذكر شد، آثار مرتبط با دفاع مقدس وضوح معناگرا و آرمانگرایانة خود را وانهاده اند و نسبیتی واقعگرایانه را باز می تابانند، كه چندان باب طبع برخی كارگزاران فرهنگی نیست. طبعاً نقدی كه در جهت رشد این نسبیت نگاشته می شود، نمی تواند توسط ایشان توصیه گردد.
روی هم رفته هرگونه چرخشی در فرم و محتوای كهنة شعر دفاع مقدس كه با ملاحظات خاص سیاسی و اجتماعی همراه بوده است، نوعی دوری گزیدن از ارزش ها و به طور خلاصه هرگونه استقلال هنرمند از پیكرة حكومت، نوعی كنش اپوزیسیونی محسوب می گردد و طبعاً نقد مروج چنین چرخشی هم حمایت نمی شود.
البته طی چند سال اخیر تغییرات مثبتی در نوع نگاه این مراكز به هنر و آزادی هنرمند ایجاد شده است كه قابل تقدیر است اما تا رسیدن به نقطة مطلوب هنوز راه زیادی در پیش است.
***
چرا نقد آكادمیك دانشگاهی طی سه دهه گذشته از بررسی و نقد جریان شعر دفاع مقدس (و شعر انقلاب بطور اعم) دامن كشیده است؟ اگرچه تك و توك كتب نقدی كه پیش از این به آنها اشاره شد، حاصل تلاش چهره های دانشگاهی جوان است، اما نمی توان با توسل به این چند نمونه، از كنار كم اعتنایی كلیت ادبیات دانشگاهی به شعر انقلاب و دفاع مقدس، بی تفاوت عبور كرد.
بخشی از این كم اعتنایی اصولاً به كم اعتنایی ادبیات دانشگاهی به شعر معاصر برمی گردد. و بخشی دیگر به انتساب و دلدادگی چهره های ادبی دانشگاهی معطوف به شعر معاصر، به مجامع شعری روشنفكری برمی گردد كه موضع آنها در برابر شعر انقلاب و دفاع مقدس، در بخش های قبلی تشریح گردید.

امید است در آینده ای نزدیك، چهره های جوان دانشگاهی اولاً با نظری علمی به شعر معاصر و ثانیاً با نگاهی بی طرفانه به شعر انقلاب و دفاع مقدس، كمبود نقد آكادمیك در این عرصه را جبران نمایند.



:: برچسب‌ها: ملاحظاتی در مورد نقد شعر دفاع مقدس , شعر دفاع مقدس , نقد شعر دفاع مقدس ,
ن : علی رضا کریمی
ت : جمعه 23 فروردین 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
token chaturbate generator چهارشنبه 15 شهریور 1396 04:15 ب.ظ
Hi there, this weekend is pleasant in support of me, for
the reason that this point in time i am reading this enormous
educational post here at my residence.
torresrzswfvijps.snack.ws سه شنبه 20 تیر 1396 02:24 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to
say that I have really enjoyed browsing your blog posts.
In any case I'll be subscribing to your feed and I hope you write again very soon!
home std test kit دوشنبه 5 تیر 1396 12:12 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین اصل آیا واقعا کار
درست با من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما در واقع قادر به من مؤمن متاسفانه تنها برای بسیار
در حالی که کوتاه. من هنوز کردم مشکل خود را با فراز در منطق و
شما ممکن است را سادگی به کمک پر
کسانی که شکاف. اگر شما که می توانید
انجام من می بدون شک تا پایان مجذوب.
BHW جمعه 25 فروردین 1396 08:57 ق.ظ
Its not my first time to pay a visit this web site, i am visiting this
website dailly and obtain fastidious facts from here everyday.
manicure پنجشنبه 17 فروردین 1396 05:38 ب.ظ
Ahaa, its pleasant conversation about this post at this place at
this blog, I have read all that, so now me also commenting at this place.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی