تبلیغات
مجله پایداری سرو سرخ ((کانون دانش آموختگان ادبیات پایداری فارس)) - خلق شخصیت های ماندگاربررسی مفهوم ایثارگری وتطبیق آن بادرام معاصردر آثار نمایشنامه
مکان تبلیغات متنی شما
درباره ما
آخرین مطالب
لینکستان
آمار سایت
 
مکان تبلیغات شما مکان تبلیغات شما Create your flash banner online in 5 step

منابع : فصلنامه شاهد اندیشه

بررسی اجمالی آثار، حاكی از این موضوع است كه متأسفانه اغلب نویسندگان در نشان دادن مقوله خاص «شهود» عاجز ماندهاند. این مقاله سعی دارد در حد وسیع به دلایل ناتوانی نویسنده در ارایه اثر دراماتیك با مقوله «شهود» بپردازد. آیا هیچ اثر دراماتیكی در باب شهود در تاریخ نمایشنامه نویسی ایران وجهان خلق نشده كه امروزه به عنوان نمونه، مدل یا الگو قرار گیرد؟ خوشبختانه نمونه هایی هر چند نادر اما موجودند. در نمایشنامه هملت، مشهورترین اثر «ویلیام شكسپیر» درام نویس مطرح تاریخ ادبیات دراماتیك، مسئله شهود نمایان شده و نمایشنامه با رؤیت «روح یك شاه مرده» توسط هملت آغاز میشود. 

عاطفه حسینی متولد 1351 است. او مدرك كارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه تهران(1377) و كارشناسی ارشد كارگردانی و بازیگری از دانشگاه تربیت(1380) دارد. از سوابق علمی، پژوهشی و اجرایی او می توان به موارد زیر اشاره كرد: سابقه اجرایی: كارشناس واحد نمایش حوزه هنری غرب استان تهران از 1385 تا 1388 مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری راهیان سما از سال 1383 تا 1388 عضو شورای بسیج وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از 1385 تا 1388 جوایز و سوابق بازیگری: تندیس و جایزه اول بازیگری زن از اولین جشنواره تئاتر ایثار برای نمایش «چشم های عیسی» 1385 جایزه دوم بازیگری زن از ششمین جشنواره تئاتر دفاع مقدس برای نمایش «تركش» 1377 جایزه بهترین بازیگری زن از هفتمین جشنواره تئاتر دفاع مقدس برای تله تئاتر «سقوط سایه ها» به كارگردانی دكتر حامد سقائیان 1378 بازی در نمایش «خانه عروسك» به كارگردانی مهدی سلطانی 1375 بازی در نمایش افسانه به كارگردانی رضا خسرویان 1376 بازی در نمایش «ضحاك» به كارگردانی علی یارزلو 1376 بازی در فیلم داستانی «پروانه و آفتاب» به كارگردانی احمدرضا داوری 1378 نمایشنامه: تركش، نشر عابد 1383، چشم های عیسی 1384، بی بی بانو 1385، بازی هفت 138، مهر قلبی 1386، بلوتوث باز 1388و...


یكی از منابع ارجاع نویسنده به موضوع دفاع مقدس، خاطرات و ...
مستندات جنگ است. در بررسی این اسناد دو موضوع مهم جلوهگر است: 1ـ ایثار، 2ـ شهود ایثار در ذهن واژه ای است كه مفاهیمی چون از خود گذشتن، به خاطر دیگران فداكاری نمودن، در راه خدا قدم برداشتن و در راه خدا جهاد كردن را در بردارد و اوج ایثار، از جان گذشتگی و شهادت است. شخصیتی كه دارای ویژگی ایثار است، لحظاتی از شهود را تجربه میكند. هر چند كه تجربه شهود را فقط از دل خاطرات میتوان به بیرون كشید و مستندات عینی مثل تصاویر و فیلمهایی كه از زمان جنگ باقی است فاقد این موضوع «یعنی ثبت لحظه شهود»ند. در عالم واقع میتوان مدعی بود كه عرصه جنگ تحمیلی از طرفی فرصت بروز ایثارگری رزمندگان و به تبع آن، كسب تجربه شهود توسط آنان بوده شاید از این منظر ما ایرانیها جنگ 8 ساله را دفاع مقدس مینامیم و بسیاری به آن باورمندیم. اما این اتفاق در نمایشنامههای دفاع مقدس چگونه رخ میدهد؟ بررسی اجمالی آثار، حاكی از این است كه متأسفانه نویسنده در نشان دادن این مقوله خاص «شهود» عاجز مانده است. این مقاله سعی دارد در حد وسیع به دلایل ناتوانی نویسنده در ارایه اثر دراماتیك با مقوله «شهود» بپردازد. آیا هیچ اثر دراماتیكی در باب شهود در تاریخ نمایشنامه نویسی ایران وجهان خلق نشده كه امروزه بعنوان نمونه، مدل یا الگو قرار گیرد؟ شكسپیر؛ اثری در بستر رئال خوشبختانه نمونههایی هر چند نادر اما موجودند.در نمایشنامه هملت، مشهورترین اثر «ویلیام شكسپیر» درام نویس مطرح تاریخ ادبیات دراماتیك، مسئله شهود نمایان شده و نمایشنامه با رؤیت «روح یك شاه مرده» توسط هملت آغاز میشود. كالبد شناسی این اثر حاكی از این است كه اولین مهره پیش برنده كه به قول «دیوید بال» ضربه به مهره بعدی میزند، همین تجربه شهودی است كه هملت آن را میگذراند پس تردید آغاز میشود، اما شكسپیر كه كاملاً در بستر « رئال» یا واقعیت مینویسند این تجربه را چنان واقعی و قابل لمس ارایه میكند كه كوچكترین شكی برای مخاطب و تماشاگر باقی نمیماند. او با تمهید رؤیت مجدد روح توسط هملت به همراه دوستان نزدیك وی بر این امر صحه میگذارد اما این تمهید به تنهایی دلیل موفق بودن این اثر نیست بلكه قویترین پرداخت دراماتیك را در منظر شخصیت پردازی اثر ارایه میكند. تجربه شهود آنچنان با روحیات و رفتار «هملت» هماهنگی دارد كه هیچ خللی در باور تماشاگر از «شهود» وی به وجود نمیآید. از دیدگاهی بسیاری از صاحبنظران، هملت را محصول «دوره گذار» مینامند؛ چرا كه او شخصیتی است كه به خرد و تجربه انسانی متوسل میشود واتفاقاً كشمكشی بطنی در دل همین تقابل «شهود» و «منطق» شكل میگیرد، حال آنكه در ظاهر قضیه نیروی مانع، «عموی او» محسوب میشود كه در نهایت منجر به جدال فیزیكی شده و توسط هملت كشته میشود. در نمایشنامه مكبث، اثر معروف دیگر شكسپیر هم گونهای از شهود به نمایش در میآید. در آن جا جادوگران جنگل، مكبث را از آینده خویش باخبر میسازند این امر بار دیگر نیز بعد از قتل شاه توسط او تكرار میشود. در این جا نیز غیب گویی باعث برانگیختن نیروی درونی مكبث برای دست یازیدن به خیانت میشود؛ لذا وجود «لیدی مكبث» همسر وی و وسوسه گریهای او برای مكبث تنها، ما به ازای بیرونی میل به خون و خیانت محسوب میشود كه به قول شكسپیر نطفه خیانت در درونیترین بخش وجود، مأمن گزیده و در انتظار برانیگختگی و بروز است. انسان حقیقتجو، انسان ترسو نمونه دیگر، وجود پیشگو در نمایشنامه ادیپ شاه است و رازگویی او یك نیروی درونی دیگر یعنی خشم آمیخته به غرور به سرنوشت محتوم را در درون ادیپ برمیانگیزد او را به فرار، قتل و اعمال دیگر وا میدارد كه از دیدگاه برخی نقادان، این خصلت «تیرانیكی» ادیپ است كه تراژدی را موجب میشود؛ نه میل او به دانستن حقیقت پس ادیپ شاه قبل از ا ینكه یك انسان حقیقت جو باشد یك ترسوی خودخواه است اما نیروی ترس و غرور توأمان در درون او به گونهای توسط «سوفكل» پرداخته میشود كه از وی یك ابر انسان میسازد. همان گونه كه شكسپیر از هملت یا مكبث، انسانهایی با ابعاد پیچیده میسازد كه همچنان همرمندان بازیگر صاحب نام در آروزی ایفای نقش این شخصیتهای ماندگار تلاش میكنند. اما هارمایتا چیست؟ شاید بتوان گفت آن نیروی بطنی و درونی كه شخصیت را به كشمكش با سایر نیروهای درونی و بیرونی وا میدارد یا به اصطلاح دراماتورژیستها، نقص تراژیك شخصیت موجب خلق اثر دراماتیك میشود. بررسی نمونههای معروف دنیا چون ادیپ، الكترا،مده آ و ... از آثار یونان قدیم و هملت، مكبث، شاه لیر و اتللو از آثار شكسپیر و مرگ فروشنده، خانه عروسك، گوریل پشمالو، دشمن مردم و ... از خوش ساخت نویس ترین های معاصر، مشخص میكند كه در ساختار ارسطویی، هاماریتا یا نقطه ضعف شخصیت منجر به شكل گیری درام و تراژدی میشود. بنابراین هر چند در تقسیم بندی ستیز یا كشمكش به شیوه مرسوم از 6 ساحت «آدمی علیه سرنوشت، آدمی علیه طبیعت، آدمی علیه آدمی، آدمی علیه خود، آدمی علیه جامعه و جامعه علیه جامعه» سخن به میان میآید، اما به نظر میرسد كه این تقسیم بندی، لایه سطحی كشمكش است و كشمكش در بطنیترین شكل خود بین دو نیروی پیش برنده و بازدارند در درون خود شخصیت اتفاق میافتد. لذا اگر به دنبال رفع نقص و ضعف آثار نمایشی دفاع مقدس هستیم، شاید ناگزیر باشیم به یكی از شیوههای مرسوم درام نویسی یعنی خلق درام منطقی بر ساختار ارسطویی متوسل شویم چرا كه این شیوه، شناخته شده، ملموس و دارای نمونههای عینی متعددی است كه توسط آن، موافقیت در خلق آثاری از این دست تضمین بیشتری خواهد داشت. لیلی با من است! شاید بتوان در حیطه آثار نمایشی كه در قالب فیلمنامه ارایه شده و به مسئله شهود نزدیك شده و تا حدی موفق عمل كرده. به فیلمنامه طنز «لیلی با من است» به كارگردانی كمال تبریزی اشاره كرد: این فیلمنامه با خواب همسر صادق آغاز میشود كه خبر از اصابت گلوله به صادق در خط مقدم جبهه دارد و صادق كه از تقدیر خود گریزان است، در نهایت بدان دچار میشود. لذا شروع و تلنگر اولیه با «رؤیای صادقه» یعنی اتفاق شهودی را تأیید میكند و اثر را قابل باور میسازد. در نمایشنامه «سه روز ابدی» نوشته دكتر ابراهیمیان نیز این تلاش شهود است. نیمه اول نمایشنامه مبتنی بر ساختار ارسطویی به درستی عمل میكند. 
از نیمه دوم، ساختار، اندكی متزلزل میشود و در نهایت، باورمندی مقوله شهود برای مخاطب با قوت لازم عمل نمیكند. همان گونه كه اشاره شد، شهود بعنوان یك رویداد آنی باید منطبق بر شخصیت پردازی صحیح باشد تا در باور تماشاگر رسوخ كند. لذا شناخت شخصیتهای شهودی در حیطه دفاع مقدس گریز ناپذیر است. رزمندگان اسلام افرادی هستند كه اغلب كیفیت، زمان ومكان مرگشان را پیش بینی میكنند. چرا كه به گونهای در خواب یا در «آنی بین خواب و بیداری» این امر به آنها الهام شده است؛ پس به استقبال شهادت میروند و برخورد آنان با مقوله مرگ به گونهای كاملاً متفاوت «عاشقانه و مجنونوار» است و نه با ترس ناشی از وابستگی به دنیا و حتی، نه یك مرگ طبیعی آن گونه كه «اوشو» یاد میكند: «همچون میوهای رسیده كه زمان افتادن آن از درخت فرا رسیده و این مستلزم زندگی پرثمری است كه رها شدن و نه كنده شدن را به همراه دارد» شهادت برای یك رزمنده، فراتر از رها شدن طبیعی است. او قبلتر از مرگ خویش آگاه است و برای به آغوش كشیدن مرگ لحظه شماری میكند و شوق فراوان دارد. مرگ آگاهی دقایقی قبل از شهادت یا حتی روزها، هفتهها، ماهها یا سالها پیش به او الهام شده است این توان شهودی نه به خاطر داشتن علم و آگاهی، جایگاه اجتماعی خاص و منطق والای رزمنده، بلكه به خاطر داشتن صداقت، سادگی و بیپیرایه بودن اوست. جنگ؛ موقعیتی اضطراری شاید لازم باشد خود نویسنده علاوه بر مطالعه در باب شهود تا حدی دست به تجربه بزند تا حقیقت موضوع برایش قابل لمس باشد. چرا كه شهود، یك وضعیت نادر وتا حدی دست نیافتنی است وفرد برای رسیدن به آن ناگزیر به خرق عادت، ترك و رزمرگی، پرهیز از قرار دادن ذهن در وضعیتهای تكثر و تقابل، تمركز زدایی ذهن از كیفیت و متمركز شدن بر كیفیت است. و نیز شرطی كردن ذهن با تكرار وضعیت متمركز و كیفی، از راههای رسیدن به آن شهودی است. شاید بتوان گفت این شیوهها شروط لازم یا مراحل اولیه برای كسب تجربه شهودند اما شرایطی اصلی، كافی و تمام كننده، دو عنصر ایمان كامل (توكل) و رهایی از خود (از خود گذشتن) هستند. اگر جبهه جنگ را بهعنوان یك موقعیت در نظر بگیریم، ماهیتاً انسان را در وضعیتهای اولیه شرایط كسب شهود قرار میدهد چرا كه جنگ، موقعیتی اضطراری است كه حالاتی چون سستی و عادات غلط مثل تمركز بر موضوعات غیرضروری را از بین میبرد و به لحاظ مكانی، تكثر را به حداقل میرساند؛ یعنی یك رزمنده با دشت، كوه، خاكریز و در نهایت ادوات جنگی مواجه است نه با مدهای مختلف لباس، اتومبیل، آپارتمان، لوكس گرایی، زن و ... بنابراین تمركز و آگاهی او برای رفع توقعات و تمنیات پرهیز و زهد كاملاً طبیعی بدون تحمل و تحمیل بر جسم و روح اتفاق میافتد. پس به خودی خود تبعاتی مانند رفع حالات نفسانی از جمله روزمرگی، فخرفروشی و تقابل خواستهها را به دنبال دارد. اما دو شرط كافی كه عبارت از ایمان وایثار است.
 ویژگی تمام افراد در تمام جنگها محسوب نمی شود. مخصوصاً در تقسیم بندی دو جبهه، همواره یك گروه در جبهه حق (مدافع خاك، ناموس، هویت و استقلال ملت) و یكی گروه در جبهه باطل ( مهاجم به خاك، ناموس و هویت ملتها) قرار دارند... پس دو ویژگی ایمان وایثار در رزمندگان گروه اول دیده میشود. اما جنگ عراق علیه ایران چون در تداوم انقلاب اسلامی ( انقلاب ایدئولوژیك) اتفاق میافتد، یك شاخصه دیگر به آن اضافه میشود و آن، اعتقاد و باور دینی و ایدئولوژیكی است كه فراتر از خاك، میهن و مردم است. لذا تبلور ایمان به گونهای دیگر است و مشخصاً رنگ و بوی مكتب امام حسین(ع) ـ سومین امام شیعیان ـ را دارد و منبعث از نهضت حسینی یعنی عاشوراست كه عبارت از ایثار و از جان گذشتگی و شهادت در راه خداوند وعمل به تكلیف دینی و نپذیرفتن ذلت و حقارت است. البته مورد آخر یعنی تن به حقارت ندادن یك ملت، در جنگهای دیگر دنیا نیز به چشم میخورد اما به طور مثال هیچ جنگی درسراسر اروپا با هر نقطه دیگر دنیا در جهت پیروی از مكتب حضرت عیسی(ع) به منصه ظهور نرسیده كه ایثاگری آن حضرت تا حد مطلوب شدن وعروج را سرلوحه دفاع خود قرار دهد. هر چند مبارزات فردی و اجتماعی منبعث از این تعالیم به وجود آمده، اما این مبارزات بیشتر در عرصه انقلابها و در راستای تغییر و تحول اجتماعی برای برقراری عدالت بوده مثل مبارزه سیاه پوستان علیه نژادپرستی و ... اما در ایران «اندیشه حسینی»، هم در انقلاب ایران و هم در دفاع 8 ساله آن كاملاً مشهود است. لذا در خلق درام كه یكی از عناصر مهم آن «شخصیت» است و یكی از عناصر مهم و پویا و پیش برنده در شخصیت، «نیروی درونی» است كه او را به نبرد با نیروهای دیگر درونی یا بیرونی وا میدارد. این ویژگی خاصی كه منجر به آفرینش مواد واتمسفر نمایش از جنس ایثار و شهود میشود. در آثار دفاع مقدس خواه و ناخواه متبلور خواهد شد، مشروط بر اینكه نویسنده به تكنیك و ساختار درام كاملاً مسلط وآشنا باشد. در غیراین صورت دو گونه اثر در حیطه دفاع مقدس به وجود خواهندآمد:

 1ـ آثاری به لحاظ پرداخت كاملاً ضعیف كه باورپذیری تماشاگر را به صفر میرساند و مخاطب با دیدن این آثار نسبت به موضوع ایثار، شهادت و شهود دچار پسگرایی و دلزدگی میشود. 2ـ آثاری مستحكم كه نگاه نقادانه به جنگ داشته و آن را از دیدگاه یك معضل اجتماعی كه آسیبهای روانی واجتماعی فراوانی را به دنبال دارد، روایت میكنند. كه هر چند به خودی خود وجود آثار از گونه دوم برای درك تبعات جنگ تحمیلی و ثبت آن در تاریخ و ذهن ملتها ضروری است و خود نشان مهمتری بر عمق فاجعه تحمیل جنگ بر ملت ما محسوب خواهد شد، اما نگاه صرف از این منظر منجر به از دست رفتن تمامیت دفاع مقدس و ویژگی خاص آن یعنی «ایثار و شهادت و شهود» در اذهان مردم خواهد شدكه این خود لطمهای بزرگتر به اجتماع زده و یك معضل جدید اجتماعی تحت عنوان «نفع طلبی و خود را دیدن» در مقابل « ایثار و خود را ندیدن» به وجود میآید كه تبعات جبران ناپذیر و طولانی مدت آن بر تنه اجتماع و هویت ملی و مذهبی، در تمام ابعاد فردی و اجتماعی خواهد ماند. امید آن كه نویسندگان دفاع مقدس به دور از شتاب زدگی و سطحی نگری با دیدی عمیق و ژرف نگری افزون تر نسبت به گذشته، شروع به خلق نمایشنامههای دفاع مقدس كنند كه در آن، اتمسفر و فضای نمایش سرشار از ایثار و ایمان باشد تا انسان مدرن گرفتار در چنبره كثرت را به مشاركت در كسب تجربه زیبای شهود رهنمون سازد كه این میل در مخاطب امروز هنر، به نهایت رسیده و از آن، به «عطش سیری ناپذیر مخاطب برای فهم حقیقت» یاد میشود كه این میل منبعث از نیاز مخاطب امروز برای رسیدن به وضعیت آرام و ماندگار و گریز از وضعیت بیقراری و اضطراب بشری است. بررسی جایگاه زنان ایثارگر در ادبیات نمایشی دفاع مقدس هر چند زمانی كه نویسنده قلم را واسطه ذهن میكند میخواهد شخصیتی زاده شود و او با لذت تمام وجود متولد شده را به جهانیان عرضه كند اما نویسنده دوران مشقت باری را قبل از تولد شخصیت ملی میكند كه اگر شكل گیری چنین (شخصیت) با مراقبت آگاهانه صورت پذیرد موجود تولد یافته ناقص و نامتناسب خواهد بود لذا نویسنده موظف به یادگیری و تسلط به روشهای شخصیت پردازی تمركز كند و در قیاس، به جایگاه زنان ایثارگر در نمایشنامههای دفاع مقدس دستیابی نسبی داشته باشد: شخصیت اصلی آیا كنشگر است یا واكنشی؟! به عبارت دیگر بین محركات محیطی و شرایط و موقعیتی كه نویسنده خلق میكند شخصیت از آزادی انتخاب برخوردار است یا صرفاً واكنش نشان میدهد. اگر شخصیت كنش گراست لاجرم از چهار عنصر اساسی تخیل ( خلاقیت)، خودآگاهی، وجدان ( توان تشخیص) و اراده مستقل برخوردار است. و اگر واكنشی است دچار یكی از گونههای نگرش جبرگرایانه است او یا مبتلا به جبرگرایی ژنتیكی است و وراثت و خلقت بدوی خود را مسبب سرنوشت پیش آمده میداند یا از جبرگرایی روانی رنج میبرد حتی اگر خود بدان آگاه نباشد به عبارت دیگر شرایط دوران كودكی و رفتار پدر ومادر وخانواده را مسبب وضعیت أسف بار خود تلقی میكند و یا دچار جبرگرایی محیطی است و شرایط كاری، تحصیلی، اجتماعی و محیطی را مسبب انفعال خود میبیند در هر صورت شخصیتی كه براساس جبرگرایی خلق میشود در نهایت قربانی است نه قهرمان، چنانكه نمونههای فراوانی درتئاتر معاصر از آثار یوجیل اونیل، آرتور میلر، تنسی ویلیامز، ساموئل بكت، ژان پل سارتر و ... میتوان نام برد كه اساساً هاماریتا یا نقطه ضعف شخصیت در شكلگیری باور است لذا اساس دیدگاه این نوع شخصیتهای با سرنوشت غمبار را جبرگرایی تشكیل میدهد بنابراین سرنوشت محترم این گونه شخصیت یا ماندن در وضعیت انفعال است یا ودكشی است در این نمایشنامهها و ضعیت انفعال در شخصیت واكنشی به دو صورت نمود پیدا میكند یا فرد محكوم و كشته میشود مثل شخصیت ( ینك) در «گوریل پشمالو» چرا كه این كاراكتر فاقد خلاقیت لازم برای بدست گرفتن ابتكار عمل است لذا اقدامات عصیان گرایانهاش كاری از پیش نمیبرد و منجر به مرگ او میشود. و یا كاراكتر در وضعیت مونوتن (یكنواخت) یا اصطلاحاً پوچ گرایانه خود میماند مانند دوولگرد نمایشنامه «در انتظار گودو» نوشته ساموئل بكت كه فقدان اراده مستقل از آنها شخصیتهای منفعلی میسازد كه به انتظار در رسیدن «گودو» بسنده میكنند. مصداق وضعیت خودكشی شخصیت پیله ور در مرگ فروشنده اثر آرتور میلر است. اما اگر شخصیت كنشگر باشد عنصر پیش برنده نمایشنامه را تشكیل میدهد و به مرور با ادامه داستان یا وضعیتی كه نویسنده برای شخصیت كنش گر ایجاد میكند از حلقه نگرانی شخصیت محوری كاسته شده و به حلقه نفوذش افزوده میشود او این روند بالندگی را با توسل به آخرین آزادیهای خود یعنی كوچكترین اقدامات ممكن انجام میدهد. در این نوع پرداخت اساساً شخصیت اصلی یك قهرمان است هر چند به وضعیت تراژیك دچار شود نمونه شخصیتهای كنش گر در دورههای مختلف درام نویسی نمایان میشود از نمایشهای كلاسیك یونان قدیم شخصیتهای الكترا، ادیب و مده آ شخصیتهای نمایشنامههای به همین اسم نوشته سوفوكل وارپید از دوران نئوكلاسیك شخصیت هملت، ژولیوس سزار شخصیتهای نمایشنامههای به همین نام از ویلیام شكسپیر، شخصیت نو را در خانه عروسك نوشته ایپسن درام نویس معاصر، همه كاراكترهای كنش گرند كه ابتكار عمل را بدست میگیرند. اما اینكه یك سری كاراكترها جایگاه قهرمان را در ذهن تماشاگر پیدا میكنند و گروهی دیگر مغفول تماشاگر قرار میگیرند به پلكان بلوغ شخصیت مربوط میشود. اساساً شخصیت كنشگر شخصیت مستقل است و وضعیت انفعال را نمیپذیرد اما اگر در استقلال خود به بلوغ كامل رسیده باشد و اصطلاحاً شخصیت دارای استقلال راستین باشد قهرمان بوده و دلهای تماشاگران را مسحور خود خواهد ساخت مثل شخصیت هملت اما اگر پیوستار بلوغ تعلق به شخصیت از محور صعودی برخوردار نباشد دچار استقلال انحرافی شده و به اصطلاح از آن دست كاراكترهای بیرحمی خواهد بود كه هدف آنها وسیله را توجیه میكند همچون ژولیوس سزار كه با مرگ این شخصیت تماشاگر تسكین پیدا میكند. اما پیاده كردن این منظرگاه در پرداخت شخصیت های دفاع مقدس كمرنگ است به ویژه در پرداخت شخصیت زن كه اغلب وضعیت انفعالی دارد و فداكاری زن در جایگاه همسر شهید، همسر جانبار یا آزاده چنگی به دل نمیزند چرا كه شخصیت اصولاً خانواده محور، سنت محور یا همسر محور است و كانون فكری او را اصول تشكیل نمیدهد. به عبارتی گذشت او در سایه ترس از دست دادن (همسر و فرزند) یا بیآبرو شدن یا بیارزش شدن از دیدگاه جامعه است، لذا متأسفانه آثاری كه بتواند از زن مدل یا الگوی سمپاتی ارایه نماید در نمایشنامههای دفاع مقدس به چشم نمیخورد حال آنكه انسان كنش گر انسان اصول محور است و دست به هر انتخابی میزند كاملاً آگاهانه و قابل دفاع بوده و از تعادل لازم برخوردار است این وضعیت بالانس و تعادل است كه در ناخودآگاه تماشاگر تأثیر میگذارد و مخاطب شخصیت اصلی را به عنوان قهرمان میپذیرد و از او مدلیزاسیون میكند. غایتی كه تعداد كثیری از نویسندگان دنبال میكنند غافل از اینكه از ابزار لازم برای خلق چنین شخصیتی شناخت كافی ندارند. امید اینكه این یادداشت بتواند به قدر وسع خود كمكی هر چند ناچیز به روند خلق شخصیتهای ماندگار در آثار دفاع مقدس بنماید چرا كه حقیقت وقایع جنگ از زنان ایثارگر این سرزمین اسراری را در دل خود پنهان دارد كه اگر توسط هنرمند كشف و ثبت گردد خود الگویی جدید در شخصیت پردازی و تحول در ساختار نمایشنامه نویسی معاصر ایران و جهان خواهد بود.

نویسنده بازیگر و پژوهشگر تئاتر: عاطفه حسینی



:: برچسب‌ها: عاطفه حسینی , خلق شخصیت های ماندگاربررسی مفهوم ایثارگری وتطبیق آن بادرام معاصردر آثار نمایشنامه , نمایش افسانه به كارگردانی رضا خسرویان ,
ن : علی رضا کریمی
ت : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
How do you grow? شنبه 14 مرداد 1396 10:00 ب.ظ
I'm gone to say to my little brother, that he should also go
to see this website on regular basis to obtain updated from
latest news.
Veronica پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 07:12 ق.ظ
You could certainly see your expertise within the work
you write. The world hopes for even more passionate writers such as you who aren't afraid to mention how they believe.
All the time follow your heart.
BHW سه شنبه 22 فروردین 1396 02:19 ب.ظ
Great blog! Do you have any suggestions for aspiring writers?
I'm planning to start my own site soon but I'm a
little lost on everything. Would you suggest starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option?
There are so many options out there that I'm totally confused ..

Any suggestions? Thanks a lot!
manicure چهارشنبه 16 فروردین 1396 07:49 ق.ظ
Greetings, There's no doubt that your site may be having web browser compatibility issues.
Whenever I take a look at your site in Safari, it looks fine however, if opening in I.E., it has some overlapping issues.
I simply wanted to give you a quick heads up! Apart
from that, great blog!
BHW شنبه 12 فروردین 1396 01:32 ب.ظ
I am sure this article has touched all the internet people, its really really fastidious article on building up new web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی